IRANOLOGY :(Cyrus the Great)= KOUROSH.E.PARSI-1-

‫پژوهش های‬ ‫ایــــــــــران شنــــــــاسـی‬ ‫پــرســـش و پــاســــــخ‬ ‫پیرامون پیشینه ی تاریـخی فرهنگی تمـدنی ایران‬ ‫مجموعه مقاالت وبگاه ایران ش...

0 Downloads 35 Views
‫پژوهش های‬

‫ایــــــــــران شنــــــــاسـی‬ ‫پــرســـش و پــاســــــخ‬

‫پیرامون پیشینه ی تاریـخی فرهنگی تمـدنی ایران‬

‫مجموعه مقاالت وبگاه ایران شنــاسی‬

‫‪www.iranologi.blogfa.com‬‬ ‫‪[email protected]‬‬

‫سال های‬

‫‪1392-1386‬‬ ‫نوشته ی دکترمحمودرضاافتخارزاده‬

‫پرسش‪:‬‬ ‫درود بر شما استاد ارجمند و سپاس ازبرای پاسخ گسترده ای که به پرسش پیشینم ( در وبالگ‬ ‫ایرانشناسی دیگرتان )دادید‪.‬چند پرسش دارم که یکان یکان با شما درمیان می نهم ‪ -۱.‬چرا در‬ ‫نوشته های باستانی ایران ( نوشتارهای پارسیک و پهلویک )از کورش هخامنشی نامی نیست؟ و نیز‬ ‫در نوشتارهای ایرانی پس از اسالم تاریخنامه ها و دیگر نوشتارهای پارسی و رربی در باره ایران‬ ‫کهن )جز در چند نوشتار و آن هم اندک و ناچیز و مبهم همچنین است ( دست کم من ِ اندک مایه‬ ‫ندیده ام اگر هست پهرستی به دست دهید از آن کتابها و یا اگر از کورش با نامی دیگر ؟! سخن رفته‬ ‫بر من روشن کنید )‪.‬دیگر اینکه در شاهنامه هم من چیزی ندیدم ولی استاد گرانمایه دکتر رضا‬ ‫مرادی غیاث آبادی‪ ،‬بر آنند که " داراب در شاهنامه همان کورش است ( در وبگاه "پزوهشهای‬ ‫ایرانی " ایشان هم نوشته شده ‪ ).‬نگر شما در این باره چیست؟ و درشاهنامه از هخامنشیان چگونه‬ ‫یاد کرده شده است ( گرچه چیزهایی می دانم اما در پیشگاه شما گستاخی روا نیست‪ .‬می خواهم‬ ‫نگر دانشورانه ی شما را بدانم به فراخی‪ .‬پرسش دیگرم در پیام سپسین بازهم در باره شاهنامه ‪.‬‬ ‫پیشاپیش سپاس می گزارم تان‪.‬‬ ‫پاسخ‪:‬‬ ‫نخست باید این واقعیت ناخوشایند را بدانیم که خوی سیاست در این مرز و بوم از آغاز بر کین ورزی‬ ‫استوار بوده و هست ‪ .‬چراکه در پی افول هرسلسله ای و ظهور دیگرسلسله ای ‪ ،‬میراث مکتوب‬ ‫سلسله ی مغلوب دستخوش خشم و کین سلسله غالب می شده و یک سر از میان می رفته است‬ ‫‪.‬درپی غلبه پارس ها بر ماد ها این سند سوزی روی داد تا آنجا که ما امروز از مادها جز چند پاره‬ ‫سفال زیرخاکی و یک بنچاق که دراین سده در اورامانات پیدا شده چیزی در دست نداریم ‪ .‬درمورد‬ ‫هخامنشیان رالوه براین سنت سیاست ایرانی‪ ،‬الکساندر و دار و دسته همراه و سوگمندانه همدستان‬ ‫ایرانی اش به سند سوزی گسترده ای روی آوردند و گویا همه ی میراث مکتوب را از میان بردند‬ ‫‪.‬بدیهی است که از جانشینان الکساندر به ویژه اشکان ها که اصوال یونانی مآب و رومی گرا بودند‬ ‫انتظاری نبود که اگر چیزی به یادگار مانده نگهدارند ‪ .‬چراکه در فترت ‪ ۵۵۰‬ساله ای که پدیدارشد‬

‫تالش بر این بود تا دگردیسی فرهنگی انسانی آریایی روی دهد و توده ها با گذشته ی تاریخ و‬ ‫فرهنگ آریایی بیگانه باشند ‪.‬بنا براین پس از آتش سند سوز خشم ‪ ،‬این سیاست دراز مدت ‪ ،‬در محو‬ ‫اسناد مربوط به هخامنشی رموما و اسناد مربوط به شخص کورش بنیانگذار سلسله ی هخامنشی به‬ ‫شدت ارمال می شده است ‪ .‬با ظهور موبد اردشیر پاپکان بنیانگذار سلسله ی ساسانی ‪ ،‬آتش خشم و‬ ‫کین آنچنان شعله ور و سرکش بود که براستی در تاریخ کم سابقه است ! ساسان ها در محو میراث‬ ‫اشکان ها افراط بسیار کردند هر چه را یافتند محو کردند ‪ .‬هرچند که ساسان ها خویش را در نژاد و‬ ‫تبار به هخامنش ها و پارس ها وصل کردند و مدری بودند که نسب از پارس ها می برند اما بنا به‬ ‫ررف سیاست و خلق و خوی ایرانی از خویش بهتر را نمی توانستند تحمل کنند و هرگونه یادی را از‬ ‫خاطره ها می زدودند ‪ .‬توجه داشته باشید که تاریخ ایران همواره شفاهی بوده و نقاالن ‪ ،‬مورخان بوده‬ ‫اند ‪.‬بنا براین اسناد تاریخی نیز شفاهی بوده یعنی اخبار و روایاتی که سینه به سینه و نسل به نسل‬ ‫منتقل می شده است ‪ .‬در دوره ‪ ۴۲۰‬ساله سا سانی ‪ ،‬که دوره ای سراسر آیینی بود ‪ ،‬موبدان دولتی یا‬ ‫روحانیت دولتی حکومتی نقش مهمی در بازسازی و دگرسازی اخبار و روایات شفاهی داشتند یعنی‬ ‫اساطیر ایرانی بازخوانی جدی شد و در نام ونقش قهرمانان تجدید نظر اساسی گردید‪ .‬به جرئت می‬ ‫توان گفت توده های دوره ساسانی از گذشته تاریخی خویش بی خبر بودند و چیزی نمی دانستد‬ ‫‪.‬بدیهی است که این وضع تنها ویژه روزگار ساسانی نبود ‪ .‬ادوار پیش و پس نیز چنین بوده اند‪ .‬در‬ ‫دوره پس از باس تان ‪ ،‬این وضع ادامه داشت ‪ :‬نخست این که فاتحان هرچه را نمی فهمیدند یا به درد‬ ‫شان نمی خورد و یا با کتاب اهلل نمی خواند سوختند ‪ .‬این وضع حداقل دو قرن ادامه داشت ‪ .‬تا که‬ ‫دوره فلج اندیشه به تدریج پایان یافت و نهضت مقاومت ملی ایران( شعوبیه )دست بکار شد ‪ .‬در این‬ ‫رستاخیز ترجمه و تالیف ‪،‬آنچه پدید آمد میراث منسوب به دوره ساسانی بود زیرا ایرانی همه هویت‬ ‫خویش را در دوره ساسانی می دید و می دانست حتی نخبگان شعوبیه فراتر از دوره ساسانی نمی‬ ‫رفتند ‪ .‬تا که روزگار فردوسی رسید ‪ .‬اسناد فردوسی در سرایش شاهنامه همان روایات شفاهی‬ ‫ساخت دوره ساسانی بود که پس از باستان برخی مکتوب شده بود ونیز آنچه را که موبدان نسل به‬ ‫نسل از آن دوره در سینه داشتند ‪.‬با این همه فردوسی ساختاری بسیار باشکوه از پیشینه تاریخی‬ ‫ایران ترسیم کرد که براستی غرورآفرین است ‪ .‬بنا براین اگر می بینیم در شاهنامه به ادوار تاریخی‬ ‫ماد ها ‪ ،‬هخامنش ها و اشکان ها آن سان که باید ‪ ،‬پرداخته نشده به دلیل نبودن اسناد و روایات بوده‬ ‫است‪ .‬در منابع اسالمی اگر یادی و نامی از کورش شده باید مدیون شعوبیه بود ‪ .‬زیرا بیشتر مفسران‬ ‫قران و مورخان اسالمی ‪ ،‬ذوالقرنین را همان کورش هخامنشی می دانند ‪ .‬در نتیجه برای دریافت‬ ‫تاریخ هخامنشیان تنها باید به گزارش های یونانی پناه برد‪ .‬اما در این که‪ :‬داراب در شاهنامه همان‬

‫کورش است ! موضوری است اجتهادی و من به اجتهاد در تاریخ باور دارم و خود نیز اجتهاد می کنم‬ ‫‪.‬‬

‫پرسش ‪:‬‬ ‫چرا غربیان به« کورش» ‪ «،‬سای رس» یا« سیروس» می گویند ؟ آیا تغریب «کورش» سای رس است ؟‬ ‫پاسخ‪:‬‬ ‫این نام در ادبیات ایالمی »‪« ku-rash‬و در ادبیات بابلی » ‪ «kura-ash‬و در ادبیات یونانی »‪«kuros‬‬ ‫آمده است ‪ .‬در ادبیات تاریخی غرب ‪ ،‬این نام را »‪«Cyrus‬نوشته اند به ویژه در ترجمه ی میراث‬ ‫یونانی از جمله آثار هرودت ‪ ،‬سیروس= ‪Cyrus‬آمده است ‪ .‬شاید بتوان گفت این واژه تغریب یا غربی‬ ‫شده ی« کورش» است!‬

‫پرسش‪:‬‬ ‫با دیدگاه شما درباره ی افراد یادشده موافقم ‪ .‬اما می خواهم بدانم واقعیت منشور کورش چه بوده‬ ‫است و این همه هیاهو و سر و صدا از برای چیست ؟‬ ‫پاسخ‪:‬‬ ‫در روزگاری که تقریبا همه ی آسیا ‪ ،‬سرزمین پارس یا کشور پارس یا ایران آن روز بود ‪ ،‬در این‬ ‫سرزمین پهناور ‪ ،‬بیش از پنجاه قوم با بیش از پنجاه زبان ‪ ،‬می زیستند ‪ .‬بدین سان کشور به پنجاه‬ ‫ایالت یا استان تقسیم شده بود و هر ایالتی شاهی داشت و در راس شاهان ‪ ،‬شاهنشاه بود که دولت‬ ‫مرکزی را در دست داشت و فرمان می راند ‪.‬فرامین شا هنشاه به زبان هر قومی نوشته می شد ‪ .‬گویا‬

‫که یازده زبان رسمی وجود داشت ‪ .‬بنابراین فرامین شاهنشاه به یازده زبان صادرمی شد ‪.‬پذیرش این‬ ‫وضعیت اجتناب ناپذیربود ‪ .‬درست مانند هند امروز که پذیرش زبان ها و مذاهب گونه گون اجتناب‬ ‫ناپذیراست و وجود و حضور خویش را بر هند تحمیل کرده اند ‪.‬در آن روزگار ایران نیز چنین وضعی‬ ‫داشت ‪ .‬در این نیز تردیدی نیست که شخص کورش فردی متدین و متعادل بود و از کاربرد زور‬ ‫اجتناب می کرد و به آزادی رقیده و تنوع فرهنگی که مبین واقعیت طبیعی و جغرافیای انسانی ایران‬ ‫بود احترام می گذاشت ‪ .‬آن گونه که کشور گشایی هایش به آزادی اقوام و ملل مغلوب و اسیر می‬ ‫انجامید ‪ .‬آنچه به نام منشور کورش خوانده می شود ‪ ،‬در واقع بخشنامه سراسری کورش است به‬ ‫اقوام قلمرو شاهنشاهی هخامنشی‪.‬‬

‫)‪(۱‬‬ ‫پرسش‪:‬‬ ‫با سالم وررض ادب خدمت استاد گرانقدر! راجع به دین هخامنشیان از شما سواالتی داشتم ‪ .‬در‬ ‫کتاب« آیین مغان »هاشم رضی مفصل در این باره وآراء پژوهشگران را به بحث گذاشته شده است ‪.‬‬ ‫اما پس از مطرح کردن مباحث بسیار و آراء گوناگون خود ایشان نیز رای و رویکرد سومی را می‬ ‫پذیرد می نویسند " ورنه بعید بنظر میرسد که شاهان هخامنشی رسما دین زرتشتی را پذیرفته‬ ‫باشند" "دین هخامنشیان تاز مان کمبوجیه دینی ویژه خودشان بود و مربوط میشد به اقوام ایرانی‬ ‫آریایی" ‪"..‬گویا دین زرتشت در ان سامان که هخامنشیان حکومت تشکیل داده بودند هنوز شناخته‬ ‫نشده بود و هیچ اثر و اشاره و مدرکی ک کوچکترین روزنه ای بر تاثیر معتقدات زرتشتی ‪-‬ونه مغانه‪-‬‬ ‫درآنان نشان دهد وجود ندارد"ص‪. ۱۵۴‬آیا دراین زمینه اگاهی های بیشتر و یا جدیدتری وجوددارد‬ ‫که به یک نتیجه ی کلی مورد پذیرش معطوف شده باشد؟ خواهشمندم با توضیحات کاملتری حقیر را‬ ‫راهنمایی کنید ‪.‬اگر ممکن است منابعی را در اینزمینه معرفی بفرمایید!‬

‫پاسخ‪:‬‬

‫بی گمان آیین هخامنشیان آیین مزدیسنا بوده است ‪ .‬به ویژه که برخی از شاهان برجسته و بزرگ‬ ‫هخامنشی چون خشایاشیا (=خشایارشا)‪ ،‬موبد بوده اند ‪.‬رلت اختالف پژوهندگان در باره ی آیین‬ ‫هخامنشیان ‪ ،‬گونه ی ویژه ای از آیین زرتشت است که با گونه ی ادوار اشکانی و ساسانی فرق بسیار‬ ‫اساسی و کلی دارد ‪ .‬همین اختالف کیفی و کمی بارث این سردر گمی گردیده و هرکسی از ظن‬ ‫خویش سخنی گفته و زمینه ی سوء استفاده ی ادیان بیگانه و ضدایرانی را هم فراهم ساخته است‬ ‫‪.‬نشانه های آیین مزدیسنی هخامنشی را در میراث موجود دوره ی هخامنشی می توان دید و شناخت‬ ‫‪ .‬در این زمینه به دانشنامه ی بسیارمحققانه وآکادمیک مرحوم استاد امیرمهدی بدیع در شش جلد‬ ‫می توان مراجعه کرد‪ .‬لیک این اثر بی مانند و بسیار باشکوه به زبان فرانسه =‬

‫‪Les Grecs et les‬‬

‫)‪barbares‬و تنها جلد اول آن را مرحوم استاد احمدآرام با نام « یونانیان در برابر بربرها» به فارسی‬ ‫ترجمه کرده اند(چاپ ‪۱۳۶۲‬خورشیدی ‪ ) .‬مراجعه به همین جلد اول حقایق بسیاری از رقاید و آیین‬ ‫هخامنشیان را نشان می دهد ‪.‬این دانشنامه گرانقدر به همه ی تاخت و تاز ها و تحریفات مورخان‬ ‫یونان وغرب درباره هخامنشیان پاسخ می دهد و پرده از حقایق تحریف شده ی بسیاری برمی دارد‬ ‫! سه جلد از این دانشنامه تاریخی به همین موضوع اختصاص یافته‬

‫‪barbares: l'autre‬‬

‫‪( Les Grecs et les‬‬

‫= ‪face de l'histoire‬یونانیان و بربرها ‪ :‬آن روی دیگر تاریخ ‪ ) .‬یاد و نام مرحوم استاد امیر مهدی بدیع‬ ‫هماره گرامی باد!‬

‫)‪(۲‬‬ ‫پرسش‪:‬‬ ‫با سالمی دوباره و ضمن تشکر وقدردانی از راهنمایی های ارزنده ی شما! سوالی که میتوان در ادامه‬ ‫این موضوع مطرح کرد ‪ -‬باتوجه به ارا گفته شده در کتاب ایین مغان اینست که‪:‬‬ ‫‪- ۱‬نوری ایین مزداپرستی ایا ریشه در ایینهای ایرانی پیش از زرتشت داشته است"؟ میتوان معتقد‬ ‫بود که اهورامزدا از خدایان ایرانی پیش از زرتشت بوده است ‪-‬دونوع رویکرد وجود داردکدامیک رای‬ ‫صائبتری دارند؟) ؛‬

‫پاسخ‪:‬‬ ‫بهترین و برترین و معتبر ترین سند در این زمینه ‪ ،‬گاثه ها ی زرتشت و یسناها و یشت هاست که‬ ‫نشان می دهند دئوها ‪=Deo‬یا دیوها خدایان بی شمار آریایی پیش از ظهور زرتشت بوده اند ! مانند‬ ‫کریشنا و آگنی و ‪ ...‬خدایان آریایی هند که هنوز حضور دارند ! اهورا مزدا فرایند آموزه های زرتشت‬ ‫است ! او بنیانگذار یکتا پرستی بوده است ! اهورامزدا پیشینه اسطوره ای کالمی نداشته و باوری نوین‬ ‫بوده است!‬ ‫‪-۲‬همانگونه که از اثار هخامنشی برمی اید اهورامزدا بزرگترین خدایان معرفی شده است و این با‬ ‫خدای یگانه زرتشت در گاتها فرق بنیادین دارد‪.‬‬ ‫پاسخ‪:‬‬ ‫ویژگی آیین مزدیسنی هخامنشی در همین باور بی پیرایه به اهورا مزداست یعنی از پانتئون‬ ‫امشاسپندان و ایزدان و فرشتگان خبری نبوده و آیین زرتشت در ساده ترین و سبک ترین شکل‬ ‫ممکن رواج داشته است ‪ .‬موبدان و روحانیان حضور سرنوشت ساز یا سرنوشت سوزی نداشته اند ! از‬ ‫این رو دوره آیینی هخامنشی نزدیک ترین دوره به باورهای نخستین آیین زرتشت است!‬ ‫‪- ۳‬اثار هخامنشی همچنین با ایین مغان در دوران ساسانی وانچه در اوستا مسطور است نیز فرق های‬ ‫اساسی دارد‪ .‬با توجه به این سه گزاره ‪-‬اگر صحیح است؟!‪ -‬ایا منظور از نوری ایین زرتشتی اینست‬ ‫که هخامنشیان تاثیراتی از این ایین داشته اند و همچنین ارتقادات خویش و دیگر ادیان واقع در‬ ‫فالت ایران را هم بگونه ای پذیرفته وحفظ کرده اند ؟!خوشبختانه به کتاب یونانیان و بربرها دسترسی‬ ‫دارم گویا ترجمه دوره ی ‪۱۳‬جلدی ان توسط انتشارات ‪ ....‬بچاپ رسیده است از شما بابت معرفی این‬ ‫اثر سپاسگزارم‪.‬‬ ‫پاسخ‪:‬‬ ‫آن گونه که گفتم دوره آیینی هخامنشی فرق اساسی و کلی کمی و کیفی با ادوار پس از خود‬ ‫دارد! لیک باید دانست و توجه داشت که اصوال پس از زرتشت ‪ ،‬آیین او که بسیار ساده و بی پیرایه‬ ‫بود به شدت دچار تحول کیفی و کمی شد و میراث جاهلیت آریایی ‪ ،‬پاالیش گردید و در آیین نوین‬ ‫ادغام شد ‪.‬از این رو دوره هخامنشی که دوره آزاداندیشی و پاکدینی است ‪ ،‬ساده ترین وجه آیین‬

‫زرتشت که تکیه رقیدتی بر اهورامزدا بود بیشتر جلوه داشت و در اسناد آن دوره ثبت شد و به تاریخ‬ ‫نیز راه یافت و مورد توجه مورخان یونان و روم قرار گرفت ! با این همه ‪ ،‬باورها و آیین های موجود در‬ ‫ایران آن روزگار تاثیری در باورهای زرتشتی هخامنشی نداشت و شاهان هخامنشی به ویژه کورش و‬ ‫خشایارشا بر آیین یکتا پرستی زرتشت سخت باور داشتند !‬ ‫‪- ۴‬سوالی دیگر‪ :‬از برخی سایتهای اینترنتی دریافتم که «استاد احمد ارام» کتابی پیرامون اسکندر و‬ ‫دروغ بودن حمله او به ایران نوشته اند " شما این کتاب راچکونه ارزیابی میکنید" ایا گزاره های ارائه‬ ‫شده از جانب ایشان بنیان قابل اتکای تاریخی و رلمی دارند؟ ‪ .‬همچنین ایشان منکر هرنوع اتش‬ ‫سوزی در تخت جمشید هستند ! خواهشمندم در اینباره حقیر را راهنمایی فرمایید ‪.‬نظرات ایشان در‬ ‫این کتاب در اینترنت کم و بیش منشر شده و بسیار مورد تاکید پیروان پورپیرار واقع شده است!‬ ‫پاسخ‪:‬‬ ‫سوگمندانه مرحوم استاد ‪ ،‬که مترجمی زبردست وتنها زبان دان بودند ‪ ،‬از آثار بسیار و بی‬ ‫شمارغربیان به ویژه مورخان و محققان فرانسوی که مترجم میراث یونان باستان به زبان التین و‬ ‫فرانسه بودند‪ ،‬بهره ی بسیار گرفتند و پیداست که سخت متاثر شده بودند و بر اساس نظریه سیاسی‬ ‫تاریخ که می کوشد پیشینه تاریخی ‪ ،‬فرهنگی ‪ ،‬تمدنی ایران را مخدوش کند و آن را "حکومت‬ ‫مردان کوهستان" قلمداد نماید و توحش در این قوم را ذاتی جلوه دهد و سکندر را "سرباز تمدن" و‬ ‫روشنایی بخش تاریک خانه ی شرق معرفی کند که او برای نور افشانی آمد نه برای ویرانی و کشتار !‬ ‫مرحوم استاد سخت تحت تاثیر این ترفند سیاسی تبلیغاتی غرب قرار گرفت و آن کتاب نامیمون را‬ ‫نگاشت ! بدیهی که استاد متخصص در تاریخ نبودند و شمّ سیاسی تاریخ را هم نداشتند تا در دام‬ ‫نیفتند‬

‫)‪(۳‬‬ ‫پرسش‪:‬‬

‫با سالمی دوباره و تشکر بابت وقتی که اختصاص میدهید‪ ،‬یک سوال " شما فرمودید که از ایزدان‬ ‫وفرشتگان درآیین هخامنشیان خبری نیست"‪.‬این سوال باقی میماند که ربارت درایوش بزرگ در‬ ‫بکار بردن نام اهورا بهمراه "بغان دیگر" ‪.‬ونیز شاهانی چون خشایارشا و اردشیردوم که در کتیبه‬ ‫های خود از ایزد ؟ خدا ؟ فرشه ؟ امشاسپند؟ به نام های مثر (=مهر)اناهیدو رناصری جون برزمن (=‬ ‫بررسم)نام برده اند چگونه تفسیرمیشود ؟در این راستا " گفته های هرودوت که اداب پارسها را وصف‬ ‫میکند رالوه برمعرفی بزرگترین خدا‪ ،‬خدایان دیگرنیز برای پارسیان قائل است که پارسیان برای انها‬ ‫قربانی بسیار میکنند" معتبرند و قابل اتکا هستند ؟ بخصوص که مورخین پس از او نیز چنین اوصافی‬ ‫را داشته اند؟‬

‫پاسخ‪:‬‬ ‫به گفته ی اهل منطق ‪ «،‬اثبات شیئ ‪ ،‬نفی ماردا نمی کند !» ‪.‬منظور این است که امشاسپندان و‬ ‫ایزدان ‪ ،‬نقش «اهورامزدا» را مانند دوره ی ساسانی کم رنگ نکرده بودند لیک شعائر و مراسم آیینی‬ ‫برقرار بود ! در همه ی کتیبه های سیاسی روزگار هخامنشی به این حقایق اشاره شده است ! بی گمان‬ ‫«مهر» که یکی از بزرگ ترین و نیرومندترین ایزدان آریایی است و« ده هزار چشم و ده هزار گوش»‬ ‫دارد و اصوال فلسفه ی سیاسی دینی آریائیان و مبانی شریعت مداری و والیت مداری موبد شاهان در‬ ‫«مهریشت» نهفته است نمی توانسته مورد توجه شاهان هخامنشی نباشد چراکه «مهر» مظهر قدرت‬ ‫و اقتدار مطلق آریایی بوده است ! گزارش های مورخان یونان را باید با احتیاط بسیار تلقی کرد ‪ .‬من‬ ‫در مقدمه ی کتاب «ایران ؛ آیین و فرهنگ» به معرفی آثار مورخان کالسیک یونان و ارزیابی گزارش‬ ‫های شان پرداخته ام ‪ .‬گزارش های هرودت از هخامنشیان بسیار سیاسی و یونانی گرایانه است و به‬ ‫همین دلیل مورخان سیاسی غرب در تحریر تاریخ ایران باستان به گزارش های هرودت تکیه می‬ ‫کنند ! لیک بخش هایی از گزارش های هرودت به واقعیت نزدیک است و گزارش های دیگر مورخان‬ ‫تاحدودی بی طرف یونان آن ها را تایید می کنند به ویژه آنجا که به خلق و خوی آریاییان پرداخته و‬ ‫از آداب و سنن و شعائر توده ها یا طبقات یا ررایای آریایی یاد می کند ‪ .‬و این بخش راست ترین‬ ‫فصل گزارش هرودت از روزگار هخامنشیان است!‬

‫پرسش‪:‬‬ ‫تازیان در باره ی کورش هخامنشی چه می گویند ؟‬ ‫پاسخ‪:‬‬ ‫برخالف پندار برخی بی مهران نادان داخلی ‪ ،‬تازیان ذو القرنین را که در قرآن آمده همان کورش‬ ‫هخامنشی می دانند ‪ .‬در کتابی که به تازگی از یک نویسنده ی مسلمان مصری بسیار وفادار به‬ ‫فرهنگ تازی و سامی ترجمه کرده ام ‪ ،‬در دو جا از کورش یاد کرده که برای من شگفت انگیز و غیر‬ ‫قابل انتظار بود ! این نویسنده آ قای دکتر محمد حسنی مصطفی است که کتاب قصص القران ویژه‬ ‫نسل جوان را نوشته است ‪ .‬او در باره ی کورش می نویسد ‪ " :‬تاریخ جهان باستان چهار‬ ‫امپراتور بزرگ را به خود دیده است ‪ :‬ذوالقرنین که همان کورش بزرگ پادشاه پارس باشد و او مومن‬ ‫بود و نیکوکار و منجی بشریت ‪ ...‬کورش پارسی ‪ ،‬بنیان گذار شاهنشاهی هخامنشی در کشور پارس‬ ‫بود ‪ .‬کورش بر ساردیس و بابل دست یافت و امپراتوری سامی را در غرب آسیا برانداخت و وارث‬ ‫امپراتوری آشور شد و بر آسیای مرکزی چیره گشت ‪ ،‬تا آنجا که شاهنشاهی هخامنشی همه ی آسیا‬ ‫را شامل شد ! کورش پارسی شاهنشاه پارس ‪ ،‬بزرگ مردی مهربان و دل سوز انسان بود ‪ .‬او بر هر جا‬ ‫چیره می شد با مردم آن سرزمین با مهربانی و احترام بسیار رفتار می کرد ‪ ،‬مردم مغلوب را در رقاید‬ ‫و آداب شان آزاد می گذاشت ‪ ،‬معابدشان را گرامی می داشت و به آنان آزادی رقیده و رفتار و کردار‬ ‫و پوشاک و خوراک می داد ‪ .‬کورش پارسی شاهنشاه پارس بر این باور بود که دیانت فراتر و‬ ‫نیرومندتر از سیاست و حکومت است و نباید دیانت را به پلیدی سیاست آلود ‪.‬کورش پارسی ‪،‬‬ ‫شاهنشاه بزرگوار پارس ‪ ،‬به خداوند یکتا ایمان داشت ‪ .‬در تفسیرهای قرآن آمده که کورش پارسی‬ ‫همان ذوالقرنین است که در سوره کهف از او به نیکی یاد شده است " ‪ :‬و از تو درباره ذوالقرنین می‬ ‫پرسند ‪ ،‬بگو ‪ :‬به زودی چیزی از او برای شما خواهم خواند ‪ .‬ما در زمین به او مکانتی دادیم و از هر‬ ‫چیزی وسیله ای به او بخشیدیم" ‪" ...‬‬

ُ ‫راســات االیـــران ِّیـــة‬ ِّ‫اَلـد‬ ‫اَ ْســـئلة و اَ ْجـــو َبـــــة‬ ‫َح ْول َ َخ ْلف ّی ِة ایرانَ اَل ّتاریخ ّیة وال ّثقاف ّیة وا ْلحضار ّیة‬

‫الدکتورمحمودرضاافتخارزاده‬

IRANOLOGY QUESTION & ANSWER About historical , cultural & civilizational background of Iran

www.iranologi.blogfa.com [email protected]

BY DR.M.R.EFTEKHARZADEH