IRANOLOGY : Cyrus the Great=KOUROSH.E.PARSI-2-

‫ایــــــــــران شنــــــــاسـی‬ www.iranologi.blogfa.com [email protected] ‫سال های‬ 1392-1386 ‫مقاله ی «اشپیگل» در باره ی «کورش» و نقد آن ر...

0 Downloads 55 Views
‫ایــــــــــران شنــــــــاسـی‬

www.iranologi.blogfa.com IRAN[email protected]

‫سال های‬

1392-1386

‫مقاله ی «اشپیگل» در باره ی «کورش» و نقد آن را چگونه دیدید ؟ آیا مقاله ای متین ومستند بود ؟‬ ‫وآیا پاسخ به آن را شایسته دیدید؟‬

‫هردو را دیدم ‪ .‬مقاله محتوایی سفارشی تبلیغاتی داشت و فاقد هرگونه اعتبار علمی تحقیقی بود ‪.‬‬ ‫پاسخ دهنده متوجه این واقعیت نگردیده بود و از این رو پاسخ ‪،‬آن کارایی الزم را نداشت ‪.‬در این‬ ‫باره باید به دو نکته مهم توجه داشت ‪-۱:‬پیشینه این بینش یا کورش ستیزی در غرب‪-۲.‬حوزه های‬ ‫تاریخ نگاری در غرب ‪.‬پیشینه این بینش در تاریخ معاصر به روزگار«هگل» می رسد‪.‬باید بدانیم که‬ ‫«هگل» طراح وبنیانگذار«فلسفه ی تاریخ» و تاریخ فلسفی در غرب است ‪ .‬در همین جا سزد که‬ ‫بگویم«فیلم‪»۳۰۰‬با الهام از آموزه های فلسفی تاریخی هگل نوشته شده که هیچ ناقدی به آن پی‬ ‫نبرده است ‪.‬هگل در تحریر فلسفی تاریخ ایران باستان به ویژه هخامنشیان درس هایی دارد که‬ ‫خواندنی است ‪.‬هگل یک مورخ به معنای آکادمیک آن نیست او فیلسوف تاریخ است ‪.‬کسی که به‬ ‫تاریخ نگاه ‪ ،‬سمت ‪ ،‬سو ‪ ،‬روح‪ ،‬عقل و سرشت فلسفی داده است ‪ .‬و این بزرگترین تحول و تکامل‬ ‫اندیشه در غرب است که هنوز کسی برتر و بهتر و نوتر از آن نگفته است و به گمانم نخواهد گفت ‪.‬‬ ‫آنچه در کارگاه فلسفی هگل مهم است ‪ ،‬روح وعقل تاریخ است نه منابع و اخبار تاریخی ‪ .‬از این رو‬ ‫هگل به اعتبار اسناد توجهی ندارد‪.‬او براحتی هیزم کارگاه اش را از خاک اره های«هرودت» و‬ ‫گزارشگرانی چون او گرفته است ‪.‬هگل در تحریر فلسفی تاریخ هخامنشیان ‪ ،‬بسیار فیلسوفانه به بی‬ ‫اعتباری مطلق هخامنشیان پرداخته و نبرد «ماراتن»و«ساالمیس» را نقطه سرنوشت می داند که «نور‬ ‫بر ظلمت»پیروز شد و ‪ ۳۰۰‬سوار‪ ،‬دومیلیون تن را شکست دادند ! به این گفته ی فیلسوفانه هگل‬ ‫توجه کنید و فیلمنامه و تصاویر هالیودی «فیلم ‪»۳۰۰‬را از نظر بگذرانید ‪ ... « :‬هنگامی که همه ی‬ ‫جنگجویان گرد می آمدند ‪ ،‬لشکر کشی با آن حالت نا آرامی و خوی کوچ نشینی که ویژه پارسیان‬

‫بود آغازمی شد ‪ .‬بدین سان بود که ایرانیان بر سرزمین سکاها و تراس ها و سرانجام یونان ‪ ،‬که مقدر‬ ‫آن بود که نیروی شگرف ایشان آنجا در هم شکسته شود ‪ ،‬تاخت بردند ‪ .‬این گونه لشکر کشی ها‬ ‫بیشتر به کوچی می مانست ‪...،‬هرودت از این چشم انداز رنگارنگ‪ ...‬پردهای استادانه کشیده است ‪.‬‬ ‫گویا دو میلیون تن در این لشکرکشی همراه خشایارشا بوده اند‪ .‬با این حال چون این اقوام از حیث‬ ‫نظم و نیز نیرو و دالوری ‪ ،‬نابرابر بودند ‪ ،‬به آسانی می توان دریافت که چگونه سپاه اندک ولی آزموده‬ ‫ی یونانیان که از روحیه میهن پرستی الهام می گرفتند و رهبری بی مانند داشتند توانستند در برابر‬ ‫آن سپاه پرشماره ولی آشفته ایستادگی کنند» هگل ‪« ،‬شاهنشاهی هخامنشیان» را«‬ ‫» می شناسد که فاقد هرگونه فرهنگ و تمدنی بودند ! بر اساس همین دریافت و تحریر‪ ،‬از‬ ‫قول هردوت می گوید که ‪ ...« :‬چون کورش به جنگ بابل رفت و رود «گنید» یکی از اسپ های‬ ‫گردونه ی خورشید را در کام خود فرو برد ‪ ،‬کورش یک سال به کیفر دادن آن رود سرگرم بود ‪ ،‬به این‬ ‫صورت برای آن که رود را از نیرویش محروم کند مسیرش را به آبراهه های کوچک کشانید ‪ .‬ونیز‬ ‫همین گونه وقتی دریا پل هایی را که خشاریاشا ساخته بود درهم شکست ‪ ،‬فرمان داد تا آن دریا را‬ ‫همچون جانوری پر آزار و زیانکار و اهریمنی به زنجیر کشند »‪ .‬بی گمان این سخن هگل که با الهام از‬ ‫گزارش های مخدوش و مغرضانه ی «هرودت» است یک دروغ بزرگ و تهمت ناجوانمردانه می باشد‬ ‫چراکه اقدامات منسوب به کورش و خشاریاشا با آیین مزدیسنا که آیین هخامنشیان بود نمی سازد‬ ‫زیرا «آب» یکی از مقدس ترین عناصر چهارگانه در آیین مزدیسناست و حرمتی بسیاردارد! وآنگهی‬ ‫کورشی که به اعتراف مورخان یونان «خردمندترین زمامدار تاریخ» بوده و چنان «منشوری متمدنانه»‬ ‫از او به یادگار مانده چگونه چنین کرداری نابخردانه از او ممکن بوده است ؟! هگل در تحلیل فلسفی‬ ‫تاریخ ایران باستان ‪ ،‬نخست با مدحی سزاوار تحسین ‪ ،‬می گوید ‪«:‬با امپراتوری ایران ‪،‬نخستین گام را‬ ‫به پهنه «تاریخ پیوسته»می گذاریم‪ .‬ایرانیان نخستین قوم تاریخی هستند ‪ ،‬ایران نخستین امپراتوری‬ ‫از میان رفته ی تاریخ است ‪...‬تنها ایران میدان آن رویدادها و دگرگونیهایی بوده است که از وضع‬ ‫راستین تاریخی حکایت دارد‪ ...‬از ایران است که نخستین بار آن فروغی که از پیش خود می درخشد‬ ‫و پیرامونش را روشن می کند سر بر می زند ‪ ،‬زیرا «روشنایی زرتشت» به جهان آگاهی ‪ ،‬به روح ‪ ،‬به‬ ‫عنوان چیزی جدااز خود متعلق است ‪...‬اصل تکامل با «تاریخ ایران» آغاز می شود‪ .‬پس آغاز «تاریخ‬ ‫جهانی» به معنای درست ‪ ،‬از اینجاست ‪ .‬زیرا صالح اصلی «روح» در تاریخ آن است‪. » ...‬پس چگونه‬ ‫از چنین خردی نورانی چنان کرداری نابخردانه سرزده است ؟! هگل در ادامه ی این تحلیل فلسفی‬ ‫تاریخ ‪ ،‬به درخشان ترین فصل تاریخ باستان شاهنشاهی هخامنشیان اشاره ای تلویحی دارد و به‬ ‫آزادی عمل اقوام در قالب تحلیل اعتراف می کند هرچند که این اعتراف مقدمه ای است برای نقد‬ ‫فلسفی اندیشه ی سیاسی ایرانی که خواهد آمد‪ .‬هگل می گوید ‪« :‬در جهان ایرانی یگانگی ناب و‬

‫واالیی را می یابیم که هستی های خاصی را که جزء ذات آنند به حال خود آزاد می گذارد ‪...‬این‬ ‫یگانگی تنها از آن رو بر افراد فرمان می راند که ایشان را برانگیزد تا خود نیرومند شوند وراه تکامل‬ ‫در پیش گیرند و فردیت خویش را استوار کنند»‪ .‬منظور هگل شاهنشاهی هخامنشیان است که‬ ‫بربیش از پنجاه قوم حکم می راندند و به یازده زبان رسمیت داده بودند‪ .‬دراین کالم فلسفی بسیار‬ ‫زیرکانه اشاره به دوگانگی‬

‫دارد ‪« :‬‬

‫استبداد مطلق سیاسی)و «‬

‫» در غرب (= دموکراسی و انتخابات آزاد‬

‫توده ها )‪ .‬دریافتی مبتنی بر واقعیت مستمرتاریخی !‬

‫» در شرق (=‬

ُ ‫راســات االیـــران ِّیـــة‬ ِّ‫اَلـد‬ ‫اَ ْســـئلة و اَ ْجـــو َبـــــة‬ ‫َح ْول َ َخ ْلف ّی ِة ایرانَ اَل ّتاریخ ّیة وال ّثقاف ّیة وا ْلحضار ّیة‬

‫الدکتورمحمودرضاافتخارزاده‬

IRANOLOGY QUESTION & ANSWER About historical , cultural & civilizational background of Iran

www.iranologi.blogfa.com [email protected]

BY DR.M.R.EFTEKHARZADEH