IRANOLOGY : Ethnic and Cultural Identity Crisis

‫ایــــران شنـــاسـی‬ ‫« بحران هویت قومی‪ -‬فرهنگی!»‬ ‫محم‬ ‫نوشته ی دکتر وردضاافتخارزاده‬ ‫‪www.iranologi.blogfa.com‬‬ ‫‪www.fehresteasar.blogfa.co...

0 Downloads 23 Views
‫ایــــران شنـــاسـی‬

‫« بحران هویت قومی‪ -‬فرهنگی!»‬

‫محم‬ ‫نوشته ی دکتر وردضاافتخارزاده‬ ‫‪www.iranologi.blogfa.com‬‬ ‫‪www.fehresteasar.blogfa.com‬‬ ‫‪[email protected]‬‬

‫بحران هویت قومی‪ -‬فرهنگی!‬ ‫پرسش ‪:‬‬ ‫با درود فراوان و اندوه بسیار ‪.‬هم اکنون از یک رسانه پارسی زبان بیگانه شنیدم و شتابان در‬ ‫«گوگل»جستم و دیدم که گویا یک روزینامه آمریکایی افغانی به نام «‪8‬صبح» نوشتاری داشته به‬ ‫نام«ابعاد یغما گری ایران از فرهنگ افغانستان ‪ /‬یکشنبه ‪ ۳۰‬جوزا ‪ »۱۳۹۵‬از مردکی افغان به نام‬ ‫«قنبرک افغانی»از نوادگان«مال زعفران سنی افغانی»که در پی تازش«اشرفِ بی شرفِ افغان»به‬ ‫روزگار فتورصفویان‪ ،‬فتوای کشتار و چپاول مردم ایران را داد ‪.‬و نوشتاری دیگر درهمان روزینامه‬ ‫آمریکایی افغانی به نام«موالنای ایرانی یا افغان؛ ‪...‬دوشنبه ‪۱۴‬سرطان ‪۱۳۹۵‬نوشته چنگیزوضیع‪.‬‬ ‫نیویورک‪،‬ایاالت متحده» »آری «چنبرک افغانی»و«چنگیز وضیع افغانی» در این سیاه نامه همگانی‬ ‫‪ ،‬یاوه هایی شگفت گفته اند و چرندیاتی چنشت بافته اند که مرا برآشفت و به «وبگاه ایران شناسی»‬ ‫روی آوردم تا بیبینم که آیا پاسخی هست! امید که نومیدم نفرمایید و پاسخی شایسته دهید‪.‬اینک فراز‬ ‫هایی از این «سیاه نامه» را پیوست می کنم ‪ ،‬هرچند می دانم که این «سیاه نامه» را دیده اید! سپاس‬ ‫گزارم‪.‬شهریار ایرانی‪.‬‬ ‫پاسخ ‪:‬‬ ‫هم میهن گرامی!خویشتن دار باش‪ .‬نوشته های یادشدگان ارزش پاسخ ندارد‪.‬آنچه گفته اند نعره هایی‬

‫است از سر بینوایی و ناچاری و بحران هویت قومی فرهنگی! بدان که در اوستا و شاهنامه ‪،‬جغرافیای‬ ‫طبیعی تاریخی قومی فرهنگی ایران ترسیم شده است‪ .‬در اوستای حضرت زرتشت در چند جا واژه ی‬

‫«ائیرین»و«ایران ویج»آمده و در شاهنامه ی حکیم توس ‪ 335‬بار واژه ی «ایران» به کار رفته‬

‫است‪.‬در ادبیات باستانی و اسناد دیرین اوستایی – پهلوی واژه ی «ایران» و مشتقات آن آمده است‪.‬‬

‫بنابراین نام دیرین این سرزمین پهناور که همه ی«آسیا»را شامل می شد ‪،‬پیش و پس از دوران‬

‫تاریخی ‪«،‬ایران» بوده است‪.‬‬

‫زنده یاد سعید نفیسی دانشمند نامی ایران در نوشتاری به تاریخ دهم دی ماه ‪ 1313‬خورشیدی می‬ ‫نویسد‪ ....«:‬اما کلمه ایرانی یکی از قدیم ترین الفاظی است که «نژاد آریا»با خود به دایره تمدن‬ ‫آورده است این شعبه از نژاد سفید که سازنده تمدن بشری بوده و علمای اروپا آن را به اسم هند و‬

‫اروپایی ویا نژاد هندو و ژرمنی و یا هند و ایرانی و یا هند و آریایی خوانده اند از نخستین روزی که‬

‫در جهان نامی از خود گذاشته است خود را به اسم« آریا »نامده و این کلمه در زبان های اروپائی «‬

‫آرین » به حال صفتی یعنی منسوب به آریا و آری متداول شده است‪ .‬این نژاد از یک سو از سواحل‬

‫رود سند و از سوی دیگر تا سواحل دریای مغرب را فرا گرفته یعنی تمام ساکنین مغرب و شمال‬ ‫غربی هندوستان و افغانستان و ترکستان و ایران و قسمتی از بین النهرین و قفقاز و روسیه و تمام اروپا‬

‫و آسیای صغیر و فلسطین و سوریه و تمام آمریکای شمالی و جنوبی را به مرور زمان قلمرو خود‬

‫ساخته است تما زبان های ملل مختلف آن با یکدیگر روابط و مناسبات گوناگو دارد ‪ .‬مام مظاهر‬ ‫فکر و تمدن آن با یکدیگر مربوط است ‪ .‬داستان ها و معتقدات آن همواره با یکدیگر پیوستگی‬ ‫داشته و همواره کره زمین مظهر خیر و شر آن بوده است ‪ .‬در اوستا که قدیم ترین آثار کتبی این‬

‫نژادست ناحیه ای که نخستین مهد زندگی و نخستین مسکن این نژاد بوده است به اسم « ایران وئجه‬ ‫» نامیده شده یعنی سرزمین آریاها و نیز در اوستا کلمه « ابریا » برای همین نژاد ذکر شده است ‪.‬‬ ‫همواره پدران ما به آرائی بودن می بالیده اند چنان که داریوش بزرگ در کتیبه نقش رستم خود را‬

‫پارسی پسر پارسی و آرائی ( هریا ) از تخمه آریائی می شمارد و بدان فخر می کند‪ .‬در زمانی که‬ ‫سلسله هخامنشی تمام ایرا را در زیر رایت خود در آورده معلوم نیست که مجموعه این ممالک را چه‬ ‫می نامیده اند زیرا که در کتیبه های هخامنشی تنها نام ایاالت و نواحی مختلف قلمرو هخامنشی برده‬

‫شده و نام مجموع این ممالک را ذکر نکرده اند ‪ .‬قطعا می بایست در همان زمان هم نام مجموع این‬ ‫ممالک لفظی مشتق از آرای باشد زیرا که تمام ساکنیت این نواحی خود را آریائی می نامیده اند و‬

‫لفظ آریا در اسامی نجبای این ممالک بسیار دیده شده است ‪ .‬قدیمی ترین سند کتبی که در جهان‬

‫موجود است و ضبط قدیم کلمه ایران در آن می توان یافت گفته آرا نوستن جغرافیادان معروف یونانی‬ ‫است که در قرن سوم پیش از میالد می زیسته و کتاب وی از میان رفته ولی استرابون جغفرافیادان‬

‫مشهور یونانی از آن نقل کرده و وی آن را « آریانا » ضبط کرده‪ .‬از این قرار الاقل در دو هزار و‬

‫دویست سال پیش این کلمه معمول بوده است ‪ .‬بنابراین قدیمی ترین نام مملکت ما همین کلمه ایران‬

‫بوده یعنی نخست نام ایریا که نام نژاد بوده است نام مملکت را آبریان ساخته اند و سپس به مرور‬

‫زمان ابریان ‪ ،‬آیران شده و در زمان ساسانیان ایران ‪ ،‬ایران ( به کسر اول و سکون دوم ) بدل شده‬ ‫است و در ضمن اران ( به کسر اول ) نیز می گفته اند ‪ .‬چنانکه پادشاهان ساسانی در سکه و کتیبه ها‬

‫نام خود را پادشاه ایران و اران می نوشته اند و از زمان شاپور اول ساسانی در سکه ها لفظ انیران هم‬

‫دیده می شود زیار که الف مفتوح در زبان پهولی عالمت نفی و تجزیه بود و انیران یعنی بجز ایران و‬ ‫خارج از ایران و مراد از آن ممالک دیگر بوه است که ساسانیان گرفته بودند ‪ .‬در همین دوره ساسانی‬

‫لفظ ایرانشهر یعنی شهر ایران ( دیار و کشور ایران ) نیز معمول بوده است و عراق را که در میان‬

‫مملکت بدین اسم برده به اسم « دل ایرانشهر » می نامیدند‪ .‬کلمه ایرانشهر را فردوسی و شعرای دیگر‬ ‫قرن پنجم و ششم ایران نیز به کار برده اند ‪ .‬پس مراد از ایرانشهر تمام مملکت ساسانیان بوده است‬

‫چنان که تا زمان حمدالله مستوفی قزوینی مولف «نزهه القلوب» که در اواسط قرن هشتم هجری بوده‬

‫یعنی تا چهارصد سال پیش همین نکته رواج داشته است و وی حدود ایران را چنین معلوم می کند ‪:‬‬

‫از مشرق رود سند و کابل و ماوراء النهر و خوارزم ‪ ،‬از مغرب اران ( ماوراء قفقاز ) تا قلمرو روم و‬

‫سوریه از شمال ارمنستان و روسیه و دشت قپچاق و دربند و از جنوب صحرای نجد بر سر راه مکه و‬

‫خلیج فارس‪ .‬اما کلمه ایران که اینک در میان ما و اروپائیان معمول است و لفظ جدید همان کلمه‬ ‫ای است که در زمان ساسانیان معمول بوده در دوره بعد از اسالم همواره متداول بوده است و فردوسی‬

‫ایران و ایرانشهر و ایران زمین را همواره استعمال کرده و حتی شعرای غزنوی نیز ایرانشهر و ایران را‬ ‫در اشعار خود آورده و پادشاهان این سلسله را خسروان این دیار دانسته اند‪ .‬پس از اینکه اروپائیان‬

‫مملکت ما را در عرف زبان خود پرس یا نظائر آن می نامیدند و این عادت مورخین یونانی و رومی را‬

‫رها نمی کردند چه از نظر علمی و چه از نظر اصطالحی به هیچ وجه منطق نداشت زیرا که هرگز اسم‬ ‫این مملکت در هیچ زمان پراس یا کلمه ای نظیر آن نبوده و همواره پارس یا پرس نام یکی از ایاالت‬

‫آن بوده است که ما اینک فارس تلفظ می کنیم‪ .‬حق همین بود که ما از تمام دول اروپا خواستار شویم‬

‫که این اصطالح غلط ر ا ترک کنند و مملکت مار ا همچنان که ما خود همواره نامیده ایم ایران و‬ ‫منسوب آن را «ایرانی» بنامند‪»....‬از این رو آن زنده یاد می افزاید‪ ....«:‬دولت ما به تمام دول بیگانه‬

‫اخطار کرده است که از این پس در زبان های اروپایی نام مملکت ما را باید«ایران»بنویسند در میان‬

‫اروپاییان این کلمه«ایران»تنها اصطالح جغرافیایی شده بود و در کتاب های جغرافیا دشت وسیعی‬ ‫را که شامل ایران و افغانستان و بلوچستان امروز باشد فالت ایران می نامیدند و مملکت ما را بزبان‬

‫فرانسه «پرس» و به انگلیسی«پرشیا»و به آلمانی«پرزین»و به ایتالیایی «پرسیا»و به روسی «پرسی»‬

‫می گفتند و در سایر زبان های اروپایی کلماتی نظیر این چهار کلمه معمول بود‪ .‬سبب این بود که‬

‫هنگامی که دولت هخامنشی را در سال ‪ ۵۵۰‬پیش از میالد یعنی در ‪ 2۴8۴‬سال پیش کوروش بزرگ‬

‫پادشاه هخامنش تشکیل داد و تمام جهان متمدن را در زیر رایت خود گرد آورد چون پدران وی پیش‬ ‫از آن پادشاهان دیاری بودند که آن را « پارسا » یا « پارسوا » می گفتند و شامل فارس و خوزستان‬

‫امروز بود مورخین یونانی کشور هخامنشیان را نیز بنا بر همان سابقه که پادشاهان پارسی بوده اند‬

‫«پرسیس » خواندند و سپس این کلمه از راه زبان التین در زبان های اروپایی به « پرسی » یا «‬

‫پرسیا » و اشکال مختلف آن در آمد و صفتی که از آن مشتق شد در فرانسه « پرسان » و در انگلیسی‬ ‫« پرشین » و در آلمان « پرزیش » و در ایتالیائی « پرسیانا » و در روسی « پرسیدسکی » شد و در‬

‫زبان فرانسه « پرس » را برای ایران قدیم پیش از اسالم ( مربوط به دوره هخامنشی و ساسانی ) و «‬

‫پرسان » را برای ایران بعد از اسالم معمول کردند‪ .‬تنها در میان علما و مخصوصا مستشرقین معمول‬

‫شده که کلمه ایران را برای تمام علوم و تمدن های قدیم و جدید مملکت ها و نژاد ها به کار بردند و‬

‫از آن در فرانسه«ایرانین »و در انگلیسی«ایرانیان» و در آلمانی « ایرانیش»صفت اشتقاق کردند و‬

‫این کلمه را شامل تمام تمدن های ایران جغرافیائی امروز و افغانستان و بلوچستان و ترکستان (‬

‫تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان امرو) و قفقاز و کردستان و ارمنستان و گرجستان و شمال‬ ‫غربی هندوستان دانستند و به عبارت آخری یک نام عام برای تمام ممالک ایرانی نشین و یک نام‬

‫خاص برای کشوری که سرحدات آن در نتیجه تجاوزهای دول بیگانه از شمال و مشرق و مغرب در‬

‫نیمه‬

‫اول‬

‫قرن نوزدهم‬

‫میالدی‬

‫اطالعات‪۱۳۱۳/۱۰/۱۰.‬خورشیدی)‬

‫تعیین‬

‫شده‬

‫بود‬

‫وضع کردند‪(»....‬نک‪:‬آرشیوروزنامه‬

‫هم میهن گرامی ! کمالیسم یا پان ترکیسم برآمده از دیدگاه های کمال آتاتورک در نیمه ی نخست‬ ‫سده ی نوزدهم میالدی دچار همین بحران هویت قومی فرهنگی بود و البته هست ! آنان نیز که از‬ ‫درد بی هویتی تاریخی رنج می بردند کوشیدند تا نخست خود را تورانی بدانند لیک از آنجا که‬ ‫تورانیان پیشینه ی مثبت اساطیری تاریخی نداشتند و اصوال قومی مذموم بودند ‪،‬کوشیدند تا مفاخر‬ ‫آریایی ایران چون حضرت زرتشت و پورسینا و‪ .....‬را به خود نسبت دهند‪ .‬ترکیه همواره از درد بی‬ ‫هویتی رنج برده و می برد‪.‬تالش برای چسبیدن به پایین تنه ی اروپا از همین روست!‬ ‫هم میهن گرامی! افغانستان یک کشور جعلی است که برآمده از تبانی استعمار بریتانیای کبیر و بی‬ ‫لیاقتی رژیم روسیاه قاجاران است‪ .‬بی گمان کانون های تاریخی فرهنگ ایرانی در دوران سیاه این‬ ‫دودمان تبهکار برباد رفت! بلخ و بخارا و سمرقند و‪...‬ناجوانمردانه از ایران جدا شدند و اینک در‬ ‫غربت محض در اندوهِ مام خویش می گریند!‬ ‫بنابراین این یاوه ها که می شنوی نعره های بحران هویت قومی فرهنگی است‪ .‬جدی مگیر!‬

‫***‬

‫اَلـ ِّدراســات االیـــران ِّیـــة‬ ‫اَ ْســـئلة و اَ ْجـــو َبـــــة‬ ‫حَوْلَ خَلْفيّةِ ايرانَ اَلتّاريخيّة والثّقافيّة والْحضاريّة‬

‫الدکتورمحمودرضاافتخارزاده‬

IRANOLOGY QUESTION & ANSWER About historical , cultural & civilizational background of Iran

www.iranologi.blogfa.com www.fehresteasar.blogfa.com [email protected]

BY DR.M.R.EFTEKHARZADEH Iranian writer , Researcher & Translator

***