IRANOLOGY : IMAMITE SHIITE & IRAN.

‫ایــــران شنـــاسـی‬ ‫«تشیّع امامیّه‬ ‫پاسدارفرهنگ‪،‬هویّت‪،‬استقالل وتمامیّت ارضی ایران است !»‬ ‫نوشته ی دکترمحمودرضاافتخارزاده‬ ‫پژوهنده ‪ ،‬نویس...

0 Downloads 82 Views
‫ایــــران شنـــاسـی‬

‫«تشیّع امامیّه‬ ‫پاسدارفرهنگ‪،‬هویّت‪،‬استقالل وتمامیّت ارضی ایران است !»‬

‫نوشته ی دکترمحمودرضاافتخارزاده‬ ‫پژوهنده ‪ ،‬نویسنده و مترجم ایرانی‬ ‫آخرین ویرایش‪7937/7/52:‬خورشیدی‬

‫‪http://www.fehresteasar.com‬‬ ‫‪www.iranologi.blogfa.com‬‬ ‫‪www.fehresteasar.blogfa.cskni om‬‬

‫‪[email protected]‬‬

‫‪IRANOLOGY‬‬

‫تشیّع امامیّه‬ ‫پاسدارفرهنگ‪،‬هویّت‪،‬استقالل وتمامیّت ارضی ایران است !‬ ‫این حقیقت و واقعیت خطاب به کسانی است که به راستی برای ایران و فرهنگ ایرانی دل می سوزانند و نگرانند !‬

‫یادآوری !‬ ‫در دهه ی چهل و پنجاه خورشیدی و در حقیقت پس از نهضت مشروطیت ‪ ،‬بی آنکه صدر و ذیل‬

‫تاریخ پیوسته ی خویش را به درستی بدانیم و مبانی فرهنگ ملی خویش را به روشنی بشناسیم آنچنان‬

‫د چار چپ زدگی و آفات حاصل از آن شده بودیم که ناخود آگاه و ناخواسته با جهان بینی مبتنی بر‬ ‫ماتریالیسم تاریخی وآگاهی کاذب‪ ،‬به تاریخ و فرهنگ ملی ایران می نگریستیم ‪ .‬این بدیهی است که‬ ‫این جهان بینی بنا به ماهیت و خاصیت خود ‪ ،‬با ابزار شک و نقد و نفی ‪ ،‬همه ی میراث ملی را از بیخ‬

‫و بن می زد و هیچ چیز را به رسمیت نمی شناخت و در اندیشه ی ساختن یک ایدئولوژی بود ‪ .‬نگاه‬ ‫این جهان بینی از ِآغاز تا انجام این بود که فرهنگ ملی را با همه ی معانی ‪ ،‬مفاهیم و جان مایه های‬

‫اسطوره ای اش به ایدئولوژی دنیوی مادی سیاسی تبدیل کند و چنین کرد ‪ .‬این واقعیت با خلق و خوی‬

‫قومی توده ای مساعد ما در آمیخت و ادبیاتی را پدید آورد که هنوز کم و بیش ورد زبان هاست ‪ .‬علوی‬ ‫صفوی کردن تشیع نیز از همین مقوله است ‪ .‬از دیگر سو افراط و تفریط ما ایرانیان همواره در تاریخ‬

‫کار دست ما داده است ‪ .‬در این رویداد ‪ ،‬افراط پیشین به تفریط پسین انجامید و باستان گرایی افسار‬ ‫گسیخته و جاهالنه به مظلومیت مذهب گرایید و حسرت معنویت ‪ ،‬آه از نهاد توده ها بر آورد و چند‬

‫نسل را شیفته و دلباخته ی جاذبه های حماسی سیاسی خویش کرد و این فرآیند آ گاهی کاذب بود که‬

‫روشنفکران ما دچار آن بودند بی آنکه با حقیقت تاریخ و فرهنگ ملی انسی داشته باشند !‬ ‫طرح موضوع !‬

‫با حضور اسالم در ایران و غلبه ی پان عربیسم اموی عباسی که مبانی آن مبتنی بر قومیت عربی بود و‬

‫به هر سرزمینی که پای می نهاد نخست می کوشید تا آن سرزمین را از بیخ و بن عرب کند و می کرد ‪.‬‬

‫شگفتا که گویا پیشینه ی بلند تاریخی تمدنی هم کارساز نبود زیرا مصر با وجود پیشینه ی فرهنگی‬ ‫تمدنی تاریخی چند هزار ساله مغلوب پان عربیسم شد و از بیخ و بن عرب گردید ‪.‬‬

‫اما در ایران وضع به گونه ای دیگر رقم خورد ! نخبگان شریف‪ ،‬دانا و بس گرانمایه ی ایرانی از یک‬

‫سو از همان آغاز با درایت هرچه تمام به تحلیل مقاومت ها پرداختند و از سرنوشت نهضت های‬ ‫مقاومت ملی ایران درس ها آموختند ‪ .‬از دیگر سو با ارادت و ایمانی که به حقانیت و مظلومیت اهل‬

‫بیت پیامبر اسالم داشتند ‪ ،‬در تشیع خویشاوندی و همسویی بسیاری یافتند ‪ .‬چراکه عالوه بر گوهر‬

‫دادخواهی و دادگری آن ‪ ،‬در تشیع زمینه های بسیار مساعدی برای پیوند ملیت و مذهب وجود داشت‬ ‫‪ .‬زیرا امامان شیعه از همان آغاز‪ ،‬شعائر ملی ایران را به رسمیت شناختند ‪ ،‬مهرگان و نوروز و دیگر آیین‬

‫های ایرانی را گرامی داشتند ‪ ،‬هدایای نوروزی را می پذیرفتند ‪ ،‬زبان فارسی را ارج می نهادند و به آن‬

‫زبان سخن می گفتند ‪ ،‬پشتیبان ایرانیان بودند ‪ ،‬در ماجرای کشتار ایرانیان مقیم مدینه پس از ترور‬

‫خلیفه ی دوم ‪ ،‬امام علی و فرزندانش به دفاع مسلحانه از ایرانیان پرداختند ‪ ،‬در پی قتل هرمزان سردار‬

‫ایرانی توسط هواداران خلیفه ‪ ،‬امام علی سوگند یاد کرد که قاتل هرمزان را (که پسر خلیفه بود) کیفر‬ ‫خواهد داد و قاتل در خالفت آن حضرت به شام نزد معاویه گریخت !در ماجرای اشغال ایران توسط‬

‫خلیفه ی دوم و اسارت بزرگ زادگان ایرانی ‪ ،‬امام علی از خرید و فروش اسیران جلوگیری کرد ‪ .‬در‬

‫اینجاست که خاطره ی قومی که پاسدار ودایع است می گوید دختری از یزدگرد سوم ساسانی با امام‬

‫حسین بن علی ازدواج می کند ‪ ،‬پیوندی بس مقدس و گرامی و میمون که تاریخ نیز با وجود عنادی‬ ‫(ع)‬

‫که دارد آن را تایید می کند ‪.‬‬

‫با این همه بر ایران از آغاز اشغال تا آغاز سده ی دهم هجری (‪ 3۰۹‬ق) تسنن حاکم بود ‪ .‬در این نه‬

‫قرن ‪ ،‬تشیع که تمامیت فرهنگ ‪ ،‬هویت و ملیت ایرانی را در بر داشت در اقلیت و مظلومیت محض‬ ‫بود ‪.‬‬

‫تسنن در ایران به دلیل سرشت عربی و تعصب و تصلب قومیت عربی اش همواره به خالفت عربی‬

‫وفادار بود و ایران را بخشی از قلمرو خالفت عربی می دانست و آرزو داشت که ایران و ایرانی روزی‬

‫از بیخ و بن عرب شوند ‪ .‬تسنن از همان آغاز فرهنگ و میراث ملی ایران را میراث مجوس می دانست‬

‫که اسالم آن را نسخ و محو کرده است ‪ .‬از این رو جشن ها و آیین های ملی ایران را به رسمیت نمی‬

‫شناخت ‪.‬‬

‫مشایخ ایرانی تسنن از بخاری تا غزالی به شدت عرب زده بودند و برای خویش هویتی عربی قائل بودند‬

‫و پیشینه ی تاریخی خویش را نقد و نفی می کردند ‪.‬فردوسی توسی راکه شیعه بود و با سرایش شاهنامه‬ ‫‪ ،‬شناسنامه ملی تاریخی فرهنگی و خاطره ی قومی ایرانی را زنده کرده بود ‪ ،‬مرتد ‪ ،‬زندیق و کافر‬

‫خواندند وچون بمرد او را در گورستان مسلمانان راه ندادند ومی خواستند به جنازه ی او بی احترامی‬

‫کنند که شبانه توسط سه نفر از دوستان اش در کشمان توس به خاک سپرده شد‪.‬‬

‫مولفان و مورخان سنی ایرانی همواره در فضائل تازیان و زبان تازی می نوشتند و به تحقیر میراث ملی‬

‫و نفی آن می پرداختند ‪ .‬و از آنجا که می دانستنداهل بیت پیامبر رادرکاراشغال ایران دستی نبوده است‬ ‫(ص)‬

‫و تشیع امامیه را پاسدار میراث ملی ایران می دانستند به ستیز با تشیع می پرداختند و آشکارا از اشغال‬ ‫ایران توسط خلفای عرب دفاع می کردند ‪ .‬نویسنده ی سنی ایرانی سده ی ششم هجری در کتاب فضائح‬ ‫الروافض (تالیف ‪ 222‬هجری) می نویسد ‪:‬‬

‫" اکنون که روافض (=شیعیان) با مال و ملک اند و علویان با اموال و امالک ‪ ،‬از برکات فتوح عمری‬

‫است و از آفتاب روشن تر است که هرگز هیچ ‪،‬نه در ابتداء اسالم تا با اکنون یک دیه نستدند و یک‬

‫غزاه نکردند ‪ ...‬جهان را ابوبکر و عمر و عثمان گشودند ‪ ...‬علویان را فتحی نبوده است از اول تا به‬

‫آخر ‪ ...‬بنی امیه و مروانیان اولواالمر بودند ‪ ...‬همه ی شرق و غرب اصحاب سنت دارند ‪ ...‬آنچه عمر‬

‫کرد ‪ ،‬ده یک آن علی کجا کرد ‪ ،‬آن همه زمین و بالد گبرکان و ترسایان در دولت خالفت عمر به رای‬

‫و تدبیر و سیاست او ستدند نه در زمان خالفت علی ‪ ...‬فتح دیار گبرکان و دیار کافران در عهد عمر‬

‫خطاب بود ‪ ...‬فتح های اسالم در عهد بوبکر و عمر و عثمان و بنی امیه و مروانیان و عباسیان بوده‬

‫است" ن‪.‬ک‪:‬قزوینی‪/‬النقض ‪.۴2۹،۴۴5،۴۴۰،۴9۴،7۹2 7۴3 ،72۰‬‬

‫و در دفاع از جفاکاری سرداران تازی به هنگام اشغال ایران از جمله در قتل عام مردم گرگان رجز می‬ ‫خواندند و می نوشتند ‪:‬‬

‫" ‪ ...‬در خراسان عبدالله بن حازم و قتیبه بن مسلم که سمرقند استد ‪ ...‬چه کردند ‪ ،‬تا مغرب صافی‬

‫شد(= پاک شد) و کلمه ی اسالم عالی شد و کلمه ی کفر نگون شد ‪ ...‬در این فتوح امیر المومنین‬ ‫علی و فرزندانش کجا بودند که یک ده نه در مشرق و نه در مغرب استدند و خود حاضر نبودند و یک‬ ‫علوی در این غزاها اول و آخر نبوده است ‪" ...‬ن‪.‬ک‪:‬همان‪7۴7،7۴۴،725،729‬‬

‫و از آنجا که می دانستند پیوند تشیع و میراث ملی ایران ناگسستنی است می نوشتند ‪:‬‬ ‫"‪ ...‬و حد دوم این خانه (=تشیع)با گبری است (=زرتشتیان) زیرا هم چنان که گبران به یزدان و اهرمن‬

‫گویند ‪ ...‬رافضی(=شیعه) همین گوید ‪ ...‬و چنان که گبرکان خود را موالی آل ساسان دانندرافضیان‬ ‫خود را موالی علویان دانند ‪ .‬هم چنان که گبرکان ملک به نسبت و به فر یزدان دانند ‪ ،‬رافضیان خالفت‬

‫به نسبت و نص گویند به جای فر یزدانی ‪ .‬و هم چنان که گبرکان از همه صحابه ‪ ،‬عمر را دشمن تر‬ ‫دارند ‪ ،‬رافضی عمر را دشمن تر دارد به نسبت گبرکی و هم چنان که گبرکان گویند کی خسرو بنمرد و‬

‫به آسمان شد و زنده است و به زیر آید و کیش گبرکی تازه کند ‪ ،‬رافضی گوید قائم زنده است بیاید و‬ ‫مذهب رفض را قوت دهد ‪"...‬ن‪.‬ک‪:‬همان‪۴۰۹،۴۰7‬‬

‫و در تایید سرکوبی نهضت های مقاومت ملی شیعه می نوشتند ‪:‬‬ ‫"‪ ...‬و آن جماعت که مذهب رفض نهادند(=تشیع)چنان که گفتیم ملحدان بودند‪،‬سر به گریبان رفض‬ ‫بر آورده دعوت به رفض کردندی ‪ ،‬آن گاه در الحاد کشیدندی و میل شان به کیش گبرکی بود ‪ ،‬کینه‬

‫ی دین می خواستند از صحابه و تابعین و غازیان اسالم ‪ ،‬و در رسول ‪ ،‬طعن نمی یارستند زدن ‪ ،‬که‬ ‫کس قبول نمی کرد ‪ ،‬در یاران و زنان اش طعن زدند تا بدین ‪ ،‬غمران(=گول خوردگان و ابله هان) را‬ ‫به خود کنند ‪...‬و باز چون عهد کریم ملکشاهی (=ملک شاه سلجوقی) بود ‪ ،‬نظام الملک از سر‬

‫عقیدت اینها آگه بود ‪ ،‬همه را خوار و مهین داشتی ‪ " ...‬ن‪.‬ک‪:‬همان‪9۴۹،9۴7،7۴7،7۴5‬‬

‫و در ستیز با نفوذ اشرافیت ایرانی شیعه در دستگاه خالفت عربی عباسی در جهت دفاع از فرهنگ ملی‬

‫ایران و به قدرت رساندن خاندان ایرانی آل بویه می نوشتند ‪:‬‬

‫"‪ ...‬شرح استیالی روافض در عهد مقتدر خلیفه از سنه ی ‪ 9۰2‬تا سنه ی ‪ 959‬که مقتدر را بکشتند‬ ‫چنان بود که وزیر مقتدر بوالحسن فرات بود و سلطان خلیفه بودی و مرجع همه ی جهان با درگاه‬

‫خالفت بودی و این بوالحسن فرات به عوانی و شریری معروف بود و در مذهب رفض چنان بود که به‬ ‫الحاد منسوب اش کردند ‪ ...‬در این پنج سال که او وزیر بود پنهان رسوالن به دیلمان می فرستاد و ایشان‬

‫را(= آل بویه) بر ملک حث می کرد (= بر می انگیخت) ‪ "...‬ن‪.‬ک‪:‬همان‪73،۴۴‬‬

‫این نمونه ها نشان می دهد که تسنن در آن نه قرن در ایران ‪ ،‬دل به تازیان و خالفت آنان داشت و در‬

‫این راه سخت می کوشید ‪.‬‬

‫تا که در آستانه ی سده ی دهم هجری ‪ ،‬خالفت عثمانی که خود را جانشین عباسیان می دانست از یک‬ ‫سو برای بلعیدن ایران دهان گشوده بود و از دیگر سو اقوام بیابان گرد ترک و تاتار در ایران مرکزی و‬

‫خراسان بزرگ و ازبکان از شمال خراسان داشتند خاک ایران را با توبره می بردند و این نقطه ی اوج‬

‫فالکت ایران و ایرانی بود و چیزی به نام استقالل و تمامیت ارضی ایران وجود نداشت ‪.‬‬

‫در اینجا بود که خاطره ی قومی معجزه کرد و نهضت صفویه با تکیه بر فرهنگ ایرانی تشیع قد آراست‬

‫و فضای تیره و تار ایران را روشن کرد و به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران پرداخت‪ .‬به تعبیر‬

‫دقیق مرحوم ملک الشعرای بهار ‪":‬هرگاه ایرانی سنی می بود اتحادملی و استقالل ایران باقی نمانده‬ ‫ایران میان ازبکان و عثمان لوها قسمت شده بود‪" .‬ن‪.‬ک‪:‬سبک شناسی ‪. 52۴/9‬‬

‫تا که در گذر پنج قرن‪ ،‬فضای ایران روشنی مطلوب خویش را بازیافت ‪ ،‬فرهنگ ایرانی به رو آمد‪،‬شعر‬ ‫و موسیقی و عرفان و ادب ایرانی جایش را باز کرد ‪ ،‬نوروز با حرمت هرچه تمام گرامی داشته شد و‬

‫نغمه و ترانه های ایرانی در با شکوه ترین جلوه اش در گلهای رنگارنگ خود را نشان داد ‪.‬‬

‫روشنفکران مذهبی ملی ما از مشروطیت به این سو به ویژه در دهه ی چهل و پنجاه خورشیدی به این‬

‫حقایق بدیهی جاهل بودند و به دلیل آگاهی کاذب و دلخوری سیاسی تیشه به ریشه ی خویش می زدند‬ ‫‪ .‬آن گونه که امروز در برون مرز فرو مایگانی به مراتب نادان تر از پیشینیان به تشیع ستیزی پرداخته اند‬

‫‪ .‬این بیچارگان فرومایه و آلت دست بیگانه نمی دانند که تشیع ستیزی یعنی ایران سوزی ‪ .‬امروز این‬

‫فرومایگان بی ریشه هم صدا با رسانه های تازی وابسته به حزب بعث و پان عربیست های ناصری‪ ،‬به‬

‫ایران ستیزی شگفتی دست یازیده اند !‬

‫ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‬

‫‪ 52‬مهرماه‪7937‬خورشیدی‬ ‫این نوشتار سال ها پیش نوشته شده و ازسوی خوانندگان با توجه به واقعیت ها بارها پیشنهاد بازنگری‬ ‫در این نوشتار شده ‪ ،‬لیک نویسنده در این نوشتار‪ ،‬نگاه به «تاریخ» داشته نه به «واقعیت»‪ .‬تا که شاهد‬ ‫از غیب رسید!! به این صورت‪:‬‬

‫«تشیع و راز ماندگاری ایران»‬ ‫«در این کتاب نشان دادهام که چگونه سرزمینی که امروزه ایران نامیده میشود‪ ،‬از ممالک محروسه به دولت‬ ‫علیه در اواخر قاجاریه و سپس به شکل کنونی بدل شد‪ .‬چگونه آن صورت نخستین امپراتوری که در آن‬

‫دولتی مرکزی بر ممالک پراکنده حکم میراند‪ ،‬به حکومتی متمرکزتر و سپس به دولتی کامال متمرکز و‬

‫کشوری یکپارچه تغییر یافت»‬

‫به باور امانت کارکرد تشیع در این میان بسیار واجد اهمیت است‪« :‬شاید برای امروزیان نقش تشیع در‬ ‫وحدت ملی ایرانیان‪ ،‬تشکیل حکومت مرکزی قدرتمند و یکپارچگی کشور چندان خوشایند نباشد‪ .‬اما‬

‫فارغ از پسند یا ناپسند انگاشتن آن‪ ،‬از راه بررسی ارتباط تشیع و دولت برآنم که به این پرسش پاسخ دهم‬

‫که چگونه سرزمینی که امروزه ایران میخوانیمش‪ ،‬با نظر به کشمکشهای بیرونی و تنشهای درونی و با‬

‫توجه به جایگاه حساس آن از جنبه جغرافیای سیاسی توانست همچنان بماند و دوام آورد و فرو نپاشد‪ .‬در‬

‫حالی که بسیاری از سرزمینهای باستانی و امپراتوریها در گذر زمان و بویژه پس از جنگ جهانی اول از‬ ‫میان رفتند و به سرزمینهای کوچکتر تقسیم شدند‪ .‬اما ایران کمابیش همیشه از یک پیوند درونی و هویت‬

‫ملی برخوردار بوده است»‪.‬‬ ‫‪http://www.bbc.com/persian/arts-45889166‬‬

‫اَلـ ِّدراســات االیـــران ِّیـــة‬ ‫اَ ْســـئلة و اَ ْجـــو َبـــــة‬ ‫حَوْلَ خَلْفيّةِ ايرانَ اَلتّاريخيّة والثّقافيّة والْحضاريّة‬

‫الدکتورمحمودرضاافتخارزاده‬

IRANOLOGY QUESTION & ANSWER About historical , cultural & civilizational background of Iran

http://www.fehresteasar.com www.iranologi.blogfa.com www.fehresteasar.blogfa.com [email protected] BY DR.M.R.EFTEKHARZADEH Iranian writer , Researcher & Translator

*****