IRANOLOGY : Religious authority of Persian language.

‫ایــــران شنـــاسـی‬ ‫« اعتبارشرعی زبان پارسی»‬ ‫محم‬ ‫نوشته ی دکتر وردضاافتخارزاده‬ ‫‪www.iranologi.blogfa.com‬‬ ‫‪www.fehresteasar.blogfa.com‬‬ ‫‪...

0 Downloads 25 Views
‫ایــــران شنـــاسـی‬

‫« اعتبارشرعی زبان پارسی»‬ ‫محم‬ ‫نوشته ی دکتر وردضاافتخارزاده‬ ‫‪www.iranologi.blogfa.com‬‬ ‫‪www.fehresteasar.blogfa.com‬‬ ‫‪[email protected]‬‬

‫اعتبارشرعی زبان پارسی‬ ‫رپسش ‪:‬‬ ‫بادرود‪.‬در دوکتاب«مذهب وملیت ایرانی»و«فضایل نوروز»از جواز شرعی توقیت اعیادایرانی(نوروز‬ ‫و مهرگان) در فقه شیعه امامیه و عدم جواز آن در فقه سنیان گفته اید‪.‬مرا خواهش این است که در‬ ‫موضوع اعتبارشرعی زبان پارسی و عدم آن در فقه مذاهب اسالمی روشنگری بفرمایید‪.‬هرچند که در‬ ‫پاورقی کتاب«شعوبیه»به این موضوع هم پرداخته و منابع شیعی بسیاری نشان داده اید ‪ .‬و نیز در‬ ‫بخش «میراث شعوبیه» نیز به این موضوع روی آورده و از نبرد فرهنگی و تفاخر زبانی تازیان یاد‬ ‫کرده و به کتاب«مزیه اللسان الفارسی»اشاره فرموده اید‪.‬چه خوب است که ابعاد و اقوال فقهی‬ ‫مذاهب اسالمی را باز گویید ‪.‬‬

‫س‬ ‫پا خ‪:‬‬ ‫یادآوری!‬ ‫درمنابع نخستین‪،‬سخن از«جواز نماز هب زبان پارسی»است ‪.‬به ویژه که رسول اسالم زبان پارسی می دانسته و‬ ‫با«سلمان»به پارسی سخن می گفته تا آنجا که«عایشه»گوید‪«:‬رسول را با سلمان نشست های بسیار‬ ‫طوالنی شبانه بودی و چنان به درازا می کشیدی که ما نگران حال رسول می‬

‫شدیم»‪(.‬نک‪ :‬استیعاب‬

‫‪)243‬از همین رو ایرانیانِ مسلمانِ نخستین که اتزی نمی دانستند نامه ای به«سلمان»نوشتند و از او«جواز‬ ‫نماز به پارسی»خواستند‪.‬سلمان نماز به پارسی نوشت و به رسول نمایاند و رسول تایید کرد و سلمان‬ ‫آن را برای ایرانیان فرستاد‪.‬از آن پس نیز در گذر سده ی نخست و سپس سده ی دوم هجری‪،‬مردم‬ ‫بخارا و سمرقند و بسیاری از شهرهای خراسان بزرگ و دیگر بخش های ایران بزرگ که تازی نمی‬

‫دانستند به پارسی نماز می گزاردند‪.‬گویی هنوز آوای بانگزنِ مزگتِ بخارا بگوش می رسد که هنگام‬ ‫«رکوع»به پارسی ناب بانگ می زند‪«:‬نِگونبانگ کنُیت»و در هنگامه ی«سجود»می‬ ‫گوید‪«:‬نِگونبانگون کُنیت»‪.‬در«اترخی بخارا»آمده است که‪....«:‬مردمانِ بخارا به اولِ اسالم در نماز‪،‬قرآن‬ ‫به پارسی خواندی و عربی نتوانستند آموختن‪(.»....‬نک‪:‬تاریخ بخارا‪.)42‬لیک منابع پان عربیسم از همان‬ ‫آغاز‪،‬گزاردنِ نماز به پارسی را روا نمی دانستند‪.‬فقهای سنی اریانی بر عدم جوازنمازبه پارسی فتوا می‬

‫فرمودند و انهم ی سلمان مبنی برجواز نماز به پارسی را در «سند و متن» بی اعتبار اعالم کردند‪.‬بی گمان‬

‫اتزی زدگی مطلق فقیهان مذاهب اسالمی در این پارسی ستیزی نقش بسیار داشته و دارد‪.‬‬

‫مذا هب چهارگاهن و زبان پارسی‬ ‫حن حن‬ ‫مذاهب چهارگانه ی‪ :‬فی‪ ،‬بلی‪،‬شافعی ‪،‬مالکی که در مجموع مبانی ومنابع قومیت عربی یا پان عربیسم قبایلی‬ ‫به شمار می روند به اجماع سرکردگان و فقیهان شان اصوال قرائت قرآن را به زبان عجمی در نماز و‬ ‫غیر نماز روا نمی دانند و استدالل می کنند که خواندن قرآن به زبان عجمی چه در نماز و چه در غیر‬ ‫آن موجب رکاکت قرآن می شود زیرا قرآن را از مرز اعجاز خارج می سازد‪.‬در مذهب مالکی تکیه بر‬ ‫عربیت تا آنجاست که می گوید‪ «:‬اگر فردی از خواندن عربی قرآن در نماز ناتوان است باید به کسی‬ ‫اقتدا کند که عربی می تواند‪.‬اگر چنین کسی را نیافت خواندن سوره فاتحه از او ساقط می شود و به‬ ‫جای سوره ی فاتحه ‪ ،‬ذکر و تسبیح عربی بگوید»‪.‬فقیهان این مذهب فتوا فرموده اند که‪«:‬بر مکلف‬ ‫است که سوره ی فاتحه را به عربی بیاموزد و در این راه هرچه در توان دارد بکوشد تا آن را به درستی‬

‫و نکویی یادبگیرد»‪.‬مذهب شافعی نیز بر عربیتِ مطلق تاکید دارد و می گوید که مکلف چه بتواند و چه‬

‫نت واند عربی بخواند ‪،‬زبان دیگری از او پذیرفته نیست و نماز یا عبادتش درست نمی باشد‪ .‬فتوای‬ ‫مالک پسر انس و احمد پسر حنبل نیز همین است و فرموده اند‪«:‬کسی که سوره ی فاتحه را نتواند‬ ‫بخواند روا نبوَد که ترجمه ی آن را بخواند‪ .‬زیرا باری تعالی فرموده ‪«:‬انا انزلناه قرآناعربیا»و زبان‬

‫عجمی این خاصیت را ندارد‪.‬جالل الدین سیوطی(‪910‬مهشیدی) نیز همین را می گوید که‪«:‬قرائت معنوی‬ ‫حن‬ ‫قرآن روانباشد چرا که جبریل ‪«،‬الفاظ»را ادا کرد نه «معانی»را ‪.‬معانی در الفاظ می باشد!»‪.‬مذهب بلی‬

‫قرائت به غبر عربی یا بَدَلِ لفظ عربی را روا نمی داند‪.‬خواه مکلف عربی بداند یا نداند‪.‬اگر عربی‬ ‫حن‬ ‫نمی داند واجب است که بیاموزد و اگر نیاموخت نمازش درست نیست‪ .‬ابن حزم بلی نیز باشدت‬

‫بیشتری همین را می گوید و بر ابطال نماز تاکید دارد و مکلف را فاسق می‬

‫کش‬ ‫داند(نک‪:‬المحلی‪.)254/3‬زر ی نیز می گوید‪«:‬قرائت قرآن غیر عربی در نماز و غیر نماز جایز نیست»‪.‬‬

‫حن‬ ‫ابوحنیفه فقیه سنی ایرانی و سرکرده ی مذهب فی نخست به پیروی از نامه ی سلمان مبنی بر جواز نماز به‬ ‫پارسی مطلق قرائت نماز به پارسی را روا دانسته بوده است‪.‬لیک اقضی ابویوسف فقیه سنی ایرانی حنفی‬

‫گفته ‪ «:‬این در صورتی رواست که مکلف عربی نداند یا عربی اش خوب نیست و ابوحنیفه از این فتوا‬ ‫برگشته است‪ .‬اجماع فقیهان مذاهب بر آن است که قرائت نماز باید عربی باشد‪.‬زیرا به هر زبانی غیر‬ ‫از عربی ‪ ،‬اعجاز آن از میان می رود»‪ .‬قفال یکی دیگر از فقیهان گفته که ‪«:‬هیچ کس نتواند قرآن را‬

‫به پارسی ادا کند‪.‬زیرا نمی توان مقصود خداوند را به زبان پارسی ادا کرد»‪ .‬کواشی یکی دیگر از فقیهان‬

‫می گوید‪«:‬ابوحنیفه قرائت نماز را به پارسی به شرطی روا دانسته بود که همه ی معانی متن عربی در‬ ‫ترجمه ی فارسی آورده شود ! بر این اساس گفته اند ‪:‬ابوحنیفه جایز دانسته لیک این چه جوازی است که‬ ‫ناممکن است! مگر می شود همه ی معانی نهفته در زبان عربی را به زبان پارسی یا دیگر زبان های‬

‫مخش‬ ‫عجمی ادا کرد!»‪ .‬ز ری فقیه تازی زده ی ایرانی و بسیار متعصب و ضد پارسی(همو که در ستیز با‬

‫نه‬ ‫شعوهیب؛ ضت مقاومت ملی اریان ‪ ،‬همه ی آثارش را به تازی نوشت) می گوید ‪«:‬ابوحنیفه پارسی را به نکویی‬

‫نمی دانسته ‪.‬پس آنچه را گفته از روی بصیرت و علم نبوده گویا که ابویوسف هم سخنانی مانند ابوحنیفه‬

‫لم‬ ‫تک‬ ‫خس‬ ‫داشته است»‪ .‬سر ی فقیه سنی ایرانی در کتاب ا بسوط می گوید‪...«:‬اگر به پارسی بیر گوید ‪ ،‬ابوحنیفه آن‬ ‫را روا می داند چراکه در اصل ‪ ،‬منظور ذکر است که باگفتن آن در هر زبانی مقصود حاصل می شود‪.‬‬

‫لیک بویوسف و محمد روا ندانند مگر که زبان تازی به نکویی نداند‪.‬هرچند که محمد زبان تازی را دارای‬ ‫فضیلتی می داند که دیگر زبان ها از آن محروم اند!»‪.‬بنا بر این اگر به جای تکبیر «الله اکبر» واژه‬ ‫ی عربی دیگری بر زبان راند ‪ ،‬رواباشد و گر به پارسی بگوید ناروا باشد‪ .‬پارسی زبان توده هاست و‬ ‫زبان قرآن نیست‪ .‬زبان پارسی قرآن را تباه می سازد‪.‬اعجاز قرآن را که در نظم و معناست بهم می‬ ‫ریزد‪ .‬ابوحنیفه که فتوای جواز داده به نامه ی سلمان پارسی استناد کرده که ‪ :‬ایرانیان به سلمان نامه‬ ‫نوشتند و از او خواستند تا سوره ی فاتحه را برای شان به فارسی نویسد و او چنین کرد تا در نمازشان‬ ‫بخوانند تاکه زبان شان به تازی خو‬

‫گرفت»‪(.‬نک‪:‬المبسوط‪+37 -36/1‬جوینی‪/‬نهایه المطلب‪).144-129/2‬‬

‫***‬

‫ب‬ ‫ن کات اق ل توهج‬ ‫‪ -1‬چیزی که در این منابع فقهی و روایی شگفت می نماید این است که در برابر زبان اتزی‪،‬تنها از زبان‬ ‫پارسی یاد شده و نامی از دیگر زبان ها نیست‪ .‬و این نشان از مقاومت فرهنگی نخبگان ایرانی دارد که‬ ‫خواسته اند در راه «احیاء ‪ ،‬استقالل و اعتبار شرعی زبان ملی» و مادری شان بکوشند‪ .‬و نیز نشانی است از‬ ‫گستردگی طرح این موضوع در گستره ی گسترده ی فقه و حدیث مذاهب اسالمی که همه ی آن‬ ‫میراثِ عظیم فقهی‪-‬روایی‪-‬تاریخی‪،‬توسط«پان عربیسم اموی‪-‬عباسی»و سر انجام«عثمانی» از‬ ‫ساحتِ ادبیاتِ تاریخی اسالم حذف شده است‪.‬‬

‫‪ -2‬بدیهی است که طرح«اعتبار شرعی زبان پارسی»در آن مقطع تاریخی ‪،‬کامال سیاسی بوده و تالشی است‬ ‫نه‬ ‫که جبهه ی فرهنگی« ضت مقاومت ملی اریان ؛شعوهیب»در پی آن بوده است‪.‬و این تالش بخشی از گستره ی‬

‫استقالل سیاسی فرهنگی اریان از اشغال اتزیان محسوب می شده است‬

‫‪.1‬‬

‫‪ -3‬از آنجا که اسالم در ذات و بنیان‪،‬در اصول و فروع و در احکام پنجگانه‪ ،‬آیینی کامالسیاسی –‬ ‫اجتماعی است ‪،‬بر زبان اصلی و ملی خود که عربی است تکیه و تاکید بسیار دارد‪.‬این تکیه و‬ ‫تاکیدها در قرآن و سنت بسیار آمده است‪.‬‬ ‫یش‬ ‫‪ -4‬باید دانست که اصوال و عموما زبان نیا ی و عبادی در همه ی ادیان ‪ ،‬متفاوت از زبان ملی است‪ .‬مثال‬ ‫فلس‬ ‫زبان عبادی نیایشی آنیی زرتشت ‪ ،‬اوستایی است و زبان آنیی اهی فی هند‪ ،‬سانسکریت است و زبان رسمی‬ ‫جی‬ ‫تورات ‪،‬عبری و زبان رسمی اان ل چهارگاهن ‪ ،‬التین می باشد‪ .‬بدیهی است ‪ ،‬آیین هایی که ذاتا سیاسی اند‬ ‫این ویژگی را ندارند‪.‬اسالم آیینی است ذاتا سیاسی که زبان نیایشی ‪ ،‬سیاسی و توده ای اش عربی بوده‬ ‫و هست‪.‬‬ ‫ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‬

‫(‪)1‬نک‪:‬به کتاب ما‪:‬شعوبیه‪.‬چاپ سوم‪.‬‬

‫‪:‬‬

‫«‪ ...‬شعوبيه در مقابله با پان عربيسم که جز عربی هیچ زبانی را به رسمیت نمیشناخت‪ ،‬بر اصالت بخشيدن به زبان‬ ‫فارسي کوشيد و آن را در کنار زبان عربی و در برخی موارد برتر از آن قرار داد‪ .‬و اين کوششی بود براي به رسميت‬ ‫شناخته شدن زبان فارسي درجامعه ي تازی زده‪ ،‬اين جدال و تنازع نژادی‪ -‬زبانی‪ ،‬عينا توسط فقهای دو طرف و يا‬ ‫متمايل و يا متأثر از دوطرف در فقه انعکاس يافت و جاودانه شد‪ 1.‬در حالي که موضع کلي و اصولي اسالم در ادای‬ ‫الفاظ اعمال مذهبي و ا نجام هرگونه تکليفي بر اصل «استطاعت» استوار است‪ ،‬پان عربيسم مي کوشيد تا با اصالت‬ ‫بخشيدن به زبان عربي‪ ،‬ادای وظايف و تکاليف مذهبی به زبان غيرعربی را باطل و مردود اعالم دارد‪ .‬اما اقدامات‬ ‫نهضت شعوبيه سرانجام توانست اعتبار زبان فارسی را در فقه تثبيت و جواز ترجمه ي نماز و نکاح و‪...‬را به زبان‬ ‫(‪)1‬‬

‫فارسی بگيرد و در فقه ثبت کند»‪.‬‬

‫(‪ -)1‬مجلسي‪ /‬بحار ‪ ...« :64 ،63 ،62 /85‬و ينبغي له ان يقوم به حتي يکون ذلک منه بالنبطيه و الفارسيه‪ »...‬پنج حکم از‬ ‫روايت فوق استنباط شده است‪ :‬حکم سوم‪ :‬ديدگاه عامه فقهاء شيعه‪ :‬عدم جواز ترجمه در صورت توان بر عربيت‪ .‬ابوحنيفه‪:‬‬ ‫جواز مطلق ترجمه حتي اگر عربي بداند‪ .‬حکم چهارم‪ :‬جواز ترجمه به فارسي اگر عربي نتواند ‪ +‬وسائل الشيعه ‪ :802 /2‬عجمي‬ ‫در حکم گنگ است لذا مي تواند تلبيه‪ ،‬نکاح‪ ،‬طالق‪ ،‬عقود و ايقاعات را به زبان غيرعرب و لو قادر بر عربيت باشد‪ .‬بجاي‬ ‫آورد ‪ +‬قرب االسناد‪ .‬مقايسه کنيد‪ :‬شهيد اول‪ :‬الدروس‪ /‬کتاب الصالة ‪( 35‬چاپ صادقي قم)‪ :‬حتي اگر قادر بر عربيت باشد‬ ‫جايز است که دعا و اذکار غير واجب نماز را به غيرعربي بخواند سعد بن عبدالله القمي (از مکتب محدثان قم و ري و بغداد)‬ ‫حتي دعا را بايد به عربي بخواند‪ .‬همان ‪ .36 ،35‬شهيد اول‪ :‬در ترجيح قرائت نماز به زبان عجمي نظر و تأمل است‪ :‬همان ‪،35‬‬ ‫‪+36‬شهيد اول‪ /‬الذکري ‪ : 186 -187‬به اجماع اماميه قرائت نماز به غيرعربي و يا به لغات مترادف آن جايز نيست‪ +...‬شيخ‬ ‫طوسي‪ /‬الخالف ‪ : 38‬در هر صورت تسبيحات اربعه بايد به عربي باشد و به هر لغت ديگري که بخواند نمازش باطل است‪ ...‬ر‪.‬‬ ‫ک‪ :‬همان‪ .‬شهيد ثاني‪ /‬شرح لمعه (چاپ کالنتر) ‪ :111 /5‬کتاب النکاح‪ :‬ايجاب و قبول عقد به غير عربي در صورت توان بر‬ ‫عربيت‪ ،‬جايز نيس ت‪ .‬قيل (؟!) عربيت مستحب است نه واجب‪ ،‬زيرا زبانهاي عجمي در مقابل عربي‪ ،‬مانند لغات مترادفي است‬ ‫که جانشين يکديگر مي شوند‪ ،‬چرا که مقصود رساندن معاني مطلوب است لذا به هر زباني که ادا شود فرقي نمي کند‪ ،‬شهيد ثاني‬ ‫اين قول را رد مي کند‪ .‬قول سوم (؟) اصالت با زبان عربي است‪ .‬عقد منعقد نمي شود مگر به زبان فصيح و بليغ عرب‪ ،‬لذا اگر‬ ‫کسي به عربي با لحن عجمي صيغه را بخواند درست نيست شهيد ثاني مي گويد‪ :‬با توجه به اينکه زبان صاحب شريعت عربي‬ ‫است‪ ،‬بدون شک عربيت اولي است! ‪ +‬عالمه‪ /‬المنتهي ‪ + 273 /1‬مختصر النافع ‪ + 149 ،148‬نراقي‪ /‬مستند الشيعه ‪+ 72 /2‬‬ ‫حلبي‪ /‬الکافي ‪ + 181‬عالمه‪ /‬التحرير ‪ + 4 /2‬پيشينه عروبيت و تأثير آن در فقه خوارج ر‪ .‬ک‪ :‬الشقصي الرستاقي‪ /‬منهج‬ ‫الطالبيين و بالغ الراغبين (چاپ عمان ‪.34 ،33 /9 )1981‬اقدام ديگر‪ ،‬حل مسئله قبول شهادت موالي و اعاجم بود؛ سنت‬ ‫سيئه اي که از دوره معاويه آغاز شد‪ .‬ر‪ .‬ک‪ :‬پان عربيسم امويان‪ ،‬و در سراسر قلمرو خالفت عربي شايع و رايج بود‪ .‬طرح اين‬ ‫جنجال در فقه و اقوال فقهاء مبين اين واقعيت است‪ .‬نک‪ :‬موسوعة الفقه االسالمي ‪330 ،329 ،327 ،326 ،325 /12‬‬ ‫اقوال و آراء خوارج در اين زمينه قابل مالحظه است؛ خوارج اباضيه علي رغم ستير با پان عربيسم اموي از جاذبه عروبيت‬ ‫نتوانسته اند فرار کنند ر‪ .‬ک‪ :‬همان ‪ + 330 /12‬منهج الطالبين ‪ :33 /9‬شرايط قاضي‪ :‬عالما بلغة العرب‪ :34 ،‬يستحب للقاضي‬ ‫ان يشاور في امره العلماء بلسان العرب‪ ..‬و ال يمکن هذا في رجل حتي يکون عارفا بلسان العرب‪ .‬مذهب زيديه زبان فارسي رادر‬ ‫«يمين» (= سوگند ياد کردن) به رسميت شناخت‪ ...‬نک‪ :‬شرح االزهار ‪ ...5 /4‬ان اليمين بالفارسيه تنعقد‪ ...‬لفظ يمين در‬ ‫فارسي‪ :‬خداي بيار خداي‪ :‬الله‪ ،‬بيار‪ :‬ال فعلت کذا(؟) ‪ +‬نک‪ :‬آراء ابوحنيفه و مقايسه آن با فقه مذاهب در اسد حيدر‪ :‬االمام‬ ‫الصادق و المذاهب االربعه ‪ : 309 ،308 /6‬جواز قرائت نماز و اذکار و قرآن به فارسي و ديگر زبانها‪ .‬غلبه زبان فارسي بر عربي‬ ‫در ايران قرن چهارم و ضعف زبان عربي‪ .‬نک‪ :‬همائي‪ /‬شعوبيه ‪ + 125‬همين کتاب‪ .‬ميراث شعوبيه‪.‬‬

‫اَلـ ِّدراســات االیـــران ِّیـــة‬ ‫اَ ْســـئلة و اَ ْجـــو َبـــــة‬ ‫حَوْلَ خَلْفيّةِ ايرانَ اَلتّاريخيّة والثّقافيّة والْحضاريّة‬

‫الدکتورمحمودرضاافتخارزاده‬

IRANOLOGY QUESTION & ANSWER About historical , cultural & civilizational background of Iran

www.iranologi.blogfa.com www.fehresteasar.blogfa.com [email protected]

BY DR.M.R.EFTEKHARZADEH Iranian writer , Researcher & Translator

***