IRANOLOGY : Sunnis contradicts Iran's national identity and culture.

‫پژوهش های‬ ‫ایــــــــــران شنــــــــاسـی‬ ‫پــرســـش و پــاســــــخ‬ ‫پیرامون پیشینه ی تاریـخی فرهنگی تمـدنی ایران‬ ‫******‬ ‫مجموعه مقاالت وبگا...

0 Downloads 34 Views
‫پژوهش های‬

‫ایــــــــــران شنــــــــاسـی‬ ‫پــرســـش و پــاســــــخ‬

‫پیرامون پیشینه ی تاریـخی فرهنگی تمـدنی ایران‬

‫******‬ ‫مجموعه مقاالت وبگاه ایران شنــاسی‬ ‫تسنّن در تعارض و تضاد با فرهنگ و هویت ملی ایران‬

‫‪www.iranologi.blogfa.com‬‬ ‫‪[email protected]‬‬

‫آخرین ویرایش‪:‬‬ ‫دی ماه ‪6931‬خورشیدی‬ ‫نوشته ی دکترمحمودرضاافتخارزاده‬ ‫نویسنده ‪ ،‬پژوهنده و گزارنده ی ایرانی‬

‫******‬

‫تسنّن درسرشت وساختار‪،‬‬

‫ناسازگارباهویّتِ ایرانی وفرهنگِ ملّی ایران!‬ ‫(اختصارات ‪ :‬مه = مهشیدی به جای قمری)‬

‫پرسش‪:‬‬ ‫با سالم و احترام ‪ .‬جناب عالی در برخی آثارتان و نیز در برخی مقاالت این وبالگ مکرر گفته اید ‪:‬‬

‫« تسنن ضد فرهنگ ‪ ،‬هویت ‪ ،‬حاکمیت ‪ ،‬استقالل و تمامیت ارضی ایران است» ‪ .‬هرچند که در‬ ‫کتاب نایاب « اسالم و ایران ؛ مذهب و ملیت ایرانی» به درستی علمی و مستند تاریخی این حقیقت‬ ‫را نشان داده و اثبات کرده اید و در مقاالت این وبالگ صریحا بر این حقیقت تاکید و تصریح‬ ‫نموده اید ‪.‬به عنوان یک دانشجوی تاریخ از شما تقاضا دارم که اگر ممکن است و وقت دارید این‬

‫حقیقت را به تفصیل بیان کنید زیرا «سنیان مقیم ایران» (و نمی گویم« سنیان ایرانی» زیرا ایرانی‬ ‫اصیل سنی نمی شود) برآن شده اند تا از آب گل آلود موجود ماهی بگیرند و در این راه حمایت همه‬

‫جانبه مالی و فنی وهابیان حاکم بر حجاز و شیوخ پفیوز کرانه خلیج فارس را دارند و عالوه بر زاد و‬

‫ولد دوچندان وافزودن بر شمارسنیان (وهابیان حاکم برحجاز به سنیان مقیم ایران در برابرهربچه ای‬ ‫که پس اندازند صدها و یا هزارها دالر جایزه می دهند ‪ .‬گویند امام جمعه سنی یکی از شهرهای‬

‫جنوب شرق ایران در گذر این چهل سال هفتاد یا نود بچه تولید کرده است!!) ‪ ،‬استفاده از استخوان‬

‫های پوسیده و یاوه های مرتدان جاهل و مزدوری چون شریعت سنگلجی تهرانی ‪ ،‬برقعی شیطانی ‪،‬‬

‫قلمداران قمی ‪ ،‬شریعتی مزینانی و دیگر حرامیان خائن به ایران در شبکه های ماهواره ای ‪ ،‬و‬

‫استخدام افراد بیمار روانی و خل و چلی مانند « قلی ننه جگرکی» با نام مستعار«حرامک مشیری» نا‬

‫نجیب و‪ ...‬می کوشند تا توده های ساده دل و نسل نورسته نادان و ناآ گاه و پریشان را بفریبند ! با‬

‫توجه به این حقایق وغفلت حاکمیت از این وقایع ‪ ،‬خواهش دارم که در صورت امکان از نوشتن‬

‫مقاله ای مفصل دریغ ندارید ‪.‬‬

‫پاسخ ‪:‬‬

‫سرشت و ساختارِتسنّن!‬ ‫یادآوری !‬ ‫حقیقت و واقعیت این بود که نهضت اسالم در گذر بیست و سه سال رسالت ‪،‬نظام قبایلی ‪ ،‬مناسبات‬ ‫اجنماعی‪ ،‬پایگاه طبقاتی ونظام ارزشی جزیره العرب را یهم ریخته بود؛ بردگان را ارج نهاده گستاخی‬

‫بخشیده بود ‪ ،‬به برابری و برادری انسانی فرا می خواند و معیار ارزشی را پرهیزکاری اعالم کرده بود و‬

‫بدین سان منافع اشرافیت قبایلی عرب را به خطر انداخته بود ! این وضع برای اشراف و سران قبایل‬

‫قابل تحمل نبود‪ .‬کوشش های جبهه ی مقاومت مکه علیه نهضت ره به جایی نبرد و قرار براین شد‬

‫که از درون به کار نهضت پایان داده شود ! بدین سان بود که سران بانفوذ و نخبگان برجسته ی قبایل‬

‫در سال های پایانی دوره ی مکه به نهضت پیوستند و در سال های دوره ی مدینه زمینه سازی کردند‬

‫تا آب رفته را به جوی بازاورند ! این خواسته و آرزو در پی مرگ رسول (ص)‪ ،‬در سقیفه بنی‬

‫ساعده (= سایبان میدان مرکزی مدینه) برآورده شد !‬

‫رویداد سقیفه پیروزی نامشروع سیاسی نظام قبایلی عرب بود که برای نخستین بار توفیق یافت تا‬ ‫برجزیره حکومت سراسری تشکیل دهد و سیادت از دست رفته را برتر و بهتراز پیش باز یابد ! مانند‬

‫هر نهضتی دیگر در تاریخ ‪ ،‬سران سقیفه که نخبگان قبایل بودند به طمع قدرت به نهضت اسالم‬

‫پیوستند وآن هنگامی بود که به یقین دریافتند این نهضت پیروز می شود ! عمرپسرخطاب خلیفه ی‬

‫دوم عرب (رضی الله عنه)‪ ،‬در یک تنگنای سیاسی ( هنگامی که به وجود کودتای همدستان رقیب اش‬ ‫علیه خویش پی برد) به ناچار اعتراف کرد که "رویداد سقیفه " یا " کانت بیعه ابی بکرفلته کفلتات‬

‫الجاهلیه "( یعقوبی‪/‬تاریخ‪ )6۵۱/۲‬یا "انها کانت فلته کفلتات الجاهلیه"‬

‫(الغدیر‪ 9۷۳/۷3۹۵/۷‬به نقل از منابع‬

‫سنیان) فلتهدر لغت عرب به معنای یک حرکت سیاسی سریع نامشروع است‬

‫(= یقع االمر من غیراحکام‬

‫‪.‬نک ‪:‬لسان العرب ‪ ۹‬المنجد) دقیقا معادل اصطالح « کــــودتــــا =‪ »Coup d’ tat‬در ادبیات سیاسی حقوقی‬ ‫معاصرجهان که نظام های برآمده از کودتا را به رسمیت نمی شناسد و همه پیامدها و دستاوردها ی آن‬ ‫را نامشروع و غیرقانونی می داند ! اگر نهضت اسالم در گذر بیست و سه سال به احیای ارزش های‬

‫انسانی پرداخته بود ‪ " :‬یا ایهاالناس ! انا خلقناکم من ذکر و انثی م جعلناکم شعوبا و قبائل ‪ ...‬ان‬

‫اکرمکم عندالله اتقیکم ‪ =" ...‬ای مردم ! ما شمارا از نر و ماده ای آفریدیم و شما را قبیله و ملت‬

‫قراردادیم ‪ ...‬هان که گرامی ترین شما نزد خداوند ‪ ،‬پرهیزکارترین شماست ‪ ( ...‬قرآن ‪/‬حجرات‪ . )69‬یا ‪:‬‬

‫"‪...‬ان الله اذهب باالسالم نخوه الجاهلیه ‪ ...‬اال ان الناس من ادم و ادم من تراب ‪ ...‬اال ال فضل‬ ‫لعربی علی عجمی و ال لعجمی علی عربی و‪ ...‬اال بالتقوی ‪...‬ان العربیه لیست باب و والد و لکنها‬

‫لسان ناطق ‪ ". ..‬هان که خداوند به وسیله ی اسالم نخوت جاهلیت را زدود ‪ ...‬هان که مردم همه از‬ ‫ادم اند و ادم از خاک‪ ...‬عرب را بر عجم و عجم را بر عرب برتری نیست ‪ ...‬مگر به پرهیزکاری ‪...‬‬ ‫هان که عربیت به پدر و مادر نیست ‪ ،‬عربیت تنها زبانی رساست !‬

‫(نک ‪:‬‬

‫الغدیر‪، )6۱۶،6۱۱،6۱3/۶‬‬

‫کودتای سقیفه به احیای عروبت و نظام قبایلی و تجدید مناسبات جاهلیت روی آورد ‪ « :‬قال النبی‬

‫‪:‬احبّوا العرب النّی عربیّ و القران عربیّ و لسان اهل الجنه عربیّ » (نک ‪:‬ابن قتیبه ‪ /‬رسائل‪ )۲39‬و چنان در‬ ‫این راه کوشید که پس از بیست و ینج سال حکومت و حاکمیت ‪ ،‬به تعبیر موال علی (ع) ‪«:‬لبس‬

‫االسالم لبس الفرو مقلوبا » اسالم چون پوستینی وارونه ترسناک و هولناک می نمود که هم چنان در‬

‫تاریخ ماند ومبانی نظام های خالفت عربی را ساخت !‬

‫تسنن با چنین سرشتی ازعروبت مطلق و ساختاری ازسنن نظام قبایلی عرب از« سقیفه »برخاست و‬

‫در پی اشغال سرزمین ها خویش را براقوام و ملل مغلوب تحمیل نمود ! سرشت و ساختاری که مبانی‬ ‫آن سیادت عروبت و قومیت عربی است ‪:‬‬

‫"جنس العرب افضل من سائراالجناس ‪ .‬قال رسول الله (ص) ‪« :‬حب العرب ایمان و بغضهم نفاق !»‬ ‫ان جنس العرب افضل من جنس العجم ؛ عبرانیهم و سریانیهم ‪ ،‬رومیهم و فرسیهم و غیرهم ‪ ...‬ولیس‬

‫فضل العرب بمجرد کون النبی منهم و ان کان هذا من الفضل ‪ ،‬بل هم فی انفسهم افضل ‪«= »...‬‬

‫جنس عرب برتر از دیگر جنس هاست ‪ .‬رسول فرمود ‪«:‬عرب دوستی ایمان است و عرب نادوستی‬

‫نفاق است !»«هان که جنس عرب برتراز جنس عجم است ؛ برتر از جنس عبرانی و سریانی و رومی‬ ‫و ایرانی و دیگران ‪ ...‬برتری عرب تنها در این نیست که رسول از ایشان است هرچند که این خود‬ ‫یک فضیلت است لیک عرب ها ذاتا از دیگران برترند ‪ »...‬قال رسول الله (ص) ‪ « :‬من سبّ العرب‬

‫فاولئک هم المشرکون »= رسول فرمود ‪« :‬کسانی که به اعراب ناسزا می گویند هم ایشان مشرک اند‬ ‫!» ابن حجر در کتاب «مبلغ االرب فی فخرالعرب» گوید ‪ :‬حاکم نشابوری و بیهقی از عبدالله پسر‬

‫عمر خطاب (رض) نقل کرده اند که گفت ‪ :‬رسول (ص) فرمود ‪ « :‬لما خلق الله الخلق اختار العرب ‪» ...‬‬ ‫=« خداوند چون آفریدگان را بیافرید عرب را برگزید ‪ »...‬حاکم نشابوری در «المستدرک» و‬

‫طبرانی در «المعجم الکبیر» و در «المعجم االوسط» از عبدالله پسر عمرخطاب(رض) نقل کرده اند که‬

‫رسول (ص) فرمود ‪ « :‬فمن احب العرب فبحبی احبهم و من ابغض العرب فببغضی ابغضهم » =«‬

‫هرکه عرب را دوست بدارد مرا دوسته داشته دوستش همی دارم و هرکه با عرب نادوستی کند مرا‬

‫دشمنی کرده دشمنش همی دارم» ! طبرانی در «المعجم االوسط» اورده که ‪ :‬ابوهریره از‬

‫رسول (ص) نقل کرده که فرمود ‪ « :‬ان الله حین خلق الخلق بعث جبریل فقسم الناس قسمین ‪،‬فقسم‬ ‫العرب قسما و قسم العجم قسما و کانت خیره الله فی العرب ‪«»...‬خداوند انک که افریدگان را افرید‬ ‫‪ ،‬جبریل را فرستاد تا مردم را دو بخش کرد؛ عرب را بخشی و عجم را بخشی نمود و گزیده خداوند‬

‫در عرب بود ‪ »...‬ترمذی و حاکم و دیگران از سلمان فارسی روایت کرده اند که رسول فرمود ‪ «:‬یا‬

‫سلمان ! ال تبغضنی فتفارق دینک ! قلت ‪ :‬کیف ؟‪ ...‬قال ‪ :‬تبغض العرب فتبغضنی »=« ای سلمان‬ ‫! با من دشمنی نورزی که دینت را از دست بدهی ! سلمان گوید عرض کردم ‪ :‬چگونه چنین چیزی‬

‫ممکن است ؟! ‪ ...‬فرمود ‪ :‬که با عرب دشمنی ورزی با من دشمنی ورزیده ای ! » ابن تیمیه گوید ‪« :‬‬ ‫رسول از این روی سلمان را مورد خطاب قرار داده که او نسبت به ایرانیان در اسالم پیشی دارد و‬

‫دارای فضایلی است که در احادیث آمده است تا هشداری باشد به دیگر ایرانیان ‪...‬و این دلیلی است‬ ‫بر این که بغض با جنس عرب و دشمنی با اعراب کفر یا سبب کفر است و معنای ان این است که‬

‫اعراب از دیگران برترند و محبت شان سبب قوت ایمان می گردد و هرکه حب اش موجب ثواب‬

‫گردد ‪ ،‬بغض اش موجب عقاب گردد و این دلیل بر فضل عرب است از همین رو سلمان فارسی گفته‬

‫است ‪ « :‬نفضّلکم یا معاشر العرب لتفضیل رسول الله ایاکم ؛ ال ننکح نساء کم و ال نوء مکم فی‬ ‫الصاله »=«ای اعراب ! ما شما را برتر می دانیم چراکه رسول الله (ص) شما را برتری داده ‪ ،‬از این‬ ‫رو ما عجم ها الیق نیستیم که با زنان شما ازدواج کنیم و پیش نمازتان باشیم »و نیز سلمان فارسی‬

‫گفته ‪ « :‬فضّلتمونا یا معاشرالعرب باثنتین ؛ ال نوء مکم فی الصاله و ال ننکح نساء کم »=« شما‬

‫عرب ها در دو چیز بر ما برتری دارید که پیش نمازتان نباشیم و با زنان تان ازدواج نکنیم »‪ .‬حاکم‬

‫و طبرانی از انس روایت کرده اند که رسول فرمود ‪ «:‬حب العرب ایمان و بغضهم کفر فمن احب‬ ‫العرب فقد احبنی و من ابغض العرب فقد ابغضنی » = «عرب دوستی ایمان بوَد و عرب نادوستی‬ ‫کفر ‪ ،‬هرکه عرب را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکه عرب را دشمنی ورزد مرا دشمنی ورزیده‬

‫!» عبدالله پسر احمد حنبل در «مسند» پدرش روایت کرده که‪ :‬رسول فرمود ‪ « :‬ال یبغض العرب اال‬ ‫منافق »= «تنها منافق بوّد که با عرب دشمنی ورزد !» و نیز از ابن عباس روایت است که گفت ‪:‬‬

‫رسول فرمود ‪ « :‬احبّوا العرب لثالث ؛ النه عربی و القران عربی و لسان اهل الجنه عربی ! »=‬ ‫«عرب ها را به این سه دلیل دوست بدارید ؛ چون رسول عرب است ‪ ،‬قران به زبان عربی است و‬

‫زبان بهشتیان عربی است ! » ترمذی از عثمان پسرعفان (رض) روایت کرده که ‪ :‬رسول فرمود ‪ « :‬من‬

‫غش العرب لم یدخل فی شفاعتی و لم تنله موّدتی » = «هرکه به عرب خیانت کند به شفاعتم درناید‬

‫و موّدتم اورا نرسد !‬ ‫اسماعیل کرمانی‬

‫»( تا اینجا نک ‪ :‬ابن تیمیه ‪ /‬اقتضاء الصراط المستقیم ‪6۴۱‬به نقل از کتاب السنه تالیف ابومحمدحرب بن‬

‫متوفای ‪ ۲۴۱‬قمری‪ ۹‬ذهبی ‪ /‬سیراعالم النبالء ‪۲۴۴/69‬ش‪ ۹6۲۷‬حاکم ‪ /‬المستدرک و‪ . )...‬رسول فرمود ‪ «:‬من‬

‫ابغض العرب ابغضه الله»=« هرکه با عرب دشمنی ورزد خدای با وی دشمنی کند ! »رسول فرمود‬

‫‪ « :‬اذا سالتم الحوئج فاسالوا العرب ‪«=» ...‬هرگاه خواسته خواهید از عرب خواهید ‪»...‬‬

‫(نک ‪ :‬ابن‬

‫عبدربه اندلسی ‪ /‬العقدالفرید‪.)۲۷3-۲۷۱/9‬جابرپسرعبدالله انصاری روایت کرده که رسول فرمود ‪ « :‬حبّ ابی‬ ‫بکر و عمر من االیمان و بغضهما من الکفر و حبّ العرب من االیمان و بغضهم من الکفر»=‬

‫« دوستی ابوبکر و عمر از ایمان است و دشمنی با این دو از کفر‪ ،‬و دوستی عرب از ایمان است و‬ ‫دشمنی با اعراب کفر باشد »‪.‬‬

‫نتیجه ‪:‬‬ ‫« و علی المسلم غیرالعربی ان یدرک العالقه االصیله بین العروبه و االسالم‪« = »...‬بر مسلمان عجم‬ ‫واجب است که رابطه ی ریشه دار میان عروبت و اسالم را دریابد ‪« .» ...‬فان الذی علیه اهل السنه‬

‫والجماعه ‪ ،‬اعتقاد ان جنس العرب افضل من جنس العجم ؛ عبرانیهم و سریانیهم و رومیهم و فرسیهم‬ ‫و‪ ...‬هذا مذهب ائمه العلم و اصحاب االثر و اهل السنه المعروفین بها ‪ ،‬المقتدی بهم فیها ‪ ...‬فمن‬

‫خالف شیئا من هذه المذاهب او طعن فیها او عاب قائلها فهو مبتدع خارج عن الجماعه ‪ ،‬زائل عن‬

‫منهج السنه و سبیل الحق‪ «=» ...‬آنچه اهل سنت و جماعت برآنند ‪ ،‬باور به این که جنس عرب برتر‬ ‫از جنس عجم است ؛ برتر از جنس عبرانی و سریانی و رومی و ایرانی و‪...‬این باور و راه و رسم‬

‫پیشوایان دین و راویان احادیث و اخبار و اهل سنت است که به این عقیده شناخته شده اند واز ایشان‬

‫در این عقید ه پیروی کنند ‪ ...‬هرکه پشیزی با این عقیده مخالفت کند یا از این عقیده نقد و انتقادی‬ ‫نماید یا معتقد به این عقیده را نکوهد ‪ ،‬آن کس بدعت گزار و از اهل سنت نیست ‪ ،‬از رسم و روش‬

‫سنت و راه حق برون است ‪.»...‬‬

‫همه ی مشایخ سنی ایرانی از آغاز تا انجام برای خویش هویت عربی قائل بودند و برای خود‬

‫شجرنامه ی عربی می ساختند و هویت ایرانی خویش را انکار می کردند واگر خود توفیق انجام این‬

‫مهم را نمی یافتند مریدان و مقلدان و پیروان و مدافعان عروبت و قومیت عربی به این مهم اقدام می‬ ‫کردند و تبار و ریشه ایرانی آنان را محو و به ایشان ریشه وتبارعربی می دادند !‬ ‫مشایخ سنی ایرانی ‪:‬‬ ‫« نعرف للعرب حقها و فضلها و سابقتها و نحبّهم الن حب العرب ایمان و بغضهم نفاق و ال نقول‬ ‫بقول الشعوبیه و اراذل الموالی الذین الیحبون العرب و الیقرون بفضلهم فان قولهم بدعه و خالف»‬

‫= « ما به حقانیت و برتری و پیشینه ی ایمان و اسالم عرب ها معترفیم و دوست شان داریم زیرا‬

‫عرب دوستی ایمان است و بغض شان نفاق ‪ ،‬و آنچه را شعوبیه و فرومایگان ایرانی بر زبان می رانند‬ ‫که عرب دوست نیستند و به برتری اعراب اقرار نمی کنند ‪ ،‬بر زبان نمی رانیم چراکه سخن شان‬

‫بدعت و نادرست است‬

‫»!(نک ‪ :‬منابع پیشین)‪.‬‬

‫ساختار روایی فقهی کالمی تاریخی تسنن!‬ ‫درپی اشغال ایران و گرفتن اسیران ‪ ،‬عمرپسرخطاب خلیفه ی عرب( رض )به فرماندهان لشکر‬ ‫نوشت «‪ :‬ال تجلبوا علینا من العلوج احدا« =» هیچ یک از علوج(=اسیران ایرانی) را به مدینه‬ ‫نفرستید» !‬

‫(نک‪ :‬عمربن شبّه ‪ /‬تاریخ المدینه ‪۹۱3۲/6‬ابن ابی الحدید‪ /‬شرح ‪۹6۴۵/9‬طبری ‪/‬تاریخ ‪۹۲۷۵۲/۲/6‬ابن سعد‪/‬طبقات‬

‫‪) .9۴3/9‬نامه ی عمرپسرخطاب (رض)به ابوموسی اشعری کارگزارخلیفه درعراق« ‪ :‬اعرض من قبلک من‬ ‫اهل البصره فمن وجدته من الموالی و من اسلم من االعاجم قد بلغ خمسه اشبار فقدمه فاضرب‬

‫عنقه( »‪ ) = «6‬از ایرانیان مقیم بصره دوری کن و هرکه از ایشان را دیدی و هرعجمی که مسلمان هم‬ ‫شده باشد وقدش به پنج وجب رسیده باشد گردن بزن»!‬

‫(نک ‪ :‬کتاب السقیفه‪. )۲9/۷۴9-۷۴۲/۲‬‬

‫عمرپسرخطاب(رض) دیوان اداری خالفت اش را این گونه تدوین کرده بود « ‪ :‬ان عمربن‬

‫الخطاب(رض) لما وضع دیوان العطاء کتب الناس علی قدر انسابهم فبدا باقربهم نسبا الی رسول‬

‫الله( ص )فلما انقضت العرب ذکر العجم ‪ .‬هکذا کان الدیوان علی عهد الخلفاء‬ ‫الراشدین«=» عمرپسرخطاب (رض)دیوان اداری حق و حقوق را بر اساس نسب های خویشاوندی‬ ‫تدوین کرده بود وقتی همه ی عرب ها را نوشت نوبت به عجم ها رسید ‪ .‬در دوره ی خلفای راشدین‬

‫دیوان براین پایه بود »(نک ‪:‬ابن تیمیه‪ /‬اقتضاء الصراط ‪)6۴3‬بدیهی است که امام علی (ع) سیره ی شیخین را‬ ‫نپذیرفت و دیوان را بر اساس مساوات میان مسلمانان نوشت و همین امر باعث دشمنی طرفداران‬ ‫شیخین و بنی امیه و ‪ ...‬با آن حضرت گردید ‪ .‬این از بدیهیات تاریخ صدراسالم است‬

‫البالغه‪/‬خطبه ‪،9،3‬‬

‫(نک ‪:‬نهج‬

‫‪66‬و‪ . )...‬نامه ی معاویه پسرابوسفیان به زیاد پسر سمیه‪ : « ...‬انظر الی الموالی من‬

‫االعاجم فخذهم بسیره عمربن الخطاب فان فی ذلک خزیهم و ذلهم ؛ ان تنکح العرب فیهم و‬

‫الینکحوهم ‪ ،‬و ان ترثهم العرب و ال یرثوهم ‪ ،‬و ان تقصر بهم فی عطائهم و ارزاقهم ‪ ،‬و ان یقدموا‬

‫فی المغازی یصلحون الطریق و یقطعون الشجر ‪ ،‬و ال یوء مّ احد منهم العرب فی الصاله ‪ ،‬و ال یتقدم‬ ‫احد منهم فی الصف االول اذا حضرت العرب اال ان یتمّوا الصفّ ‪ ،‬و ال تولّ احدا منهم ثغرا من‬

‫ثغورالمسلمین و ال مصرا من امصارهم و ال یلی احد منهم قضاء المسلمین و ال احکامهم فان هذه‬

‫سنّه عمرفیهم و سیرته« =»مواظب ایرانیان باش و با ایشان به روش عمرپسرخطاب رفتارکن که‬ ‫خواری و زاری شان در این روش است که ‪ :‬عرب ها از ایشان زن بگیرند و به ایشان زن ندهند ‪،‬‬

‫عرب ها از انان ارث برند و ایشان ارث نبرند ‪ ،‬از سهمیه و حق و حقوق و خورد و خوراک شان‬

‫بکاه ‪ ،‬در جنگ ها کارشان راه سازی و کندن درختان از سر راه لشکرباشد ‪ ،‬هیچ یک از ایشان حق‬

‫ندارد پیش نماز عرب ها شود ‪ ،‬وقتی عرب ها در نماز حضور دارند هیچ یک از ایشان حق ندارد در‬

‫صف اول نماز جماعت باشد مگر برای کامل شدن صف نماز ‪ ،‬هیچ یک از ایشان را بر مرزها و‬

‫شهرهای مسلمانان نگماری ‪ ،‬هیچ یک از ایشان رابه قضاوت مسلمانان نرسانی ‪ ،‬هان که این سنت و‬

‫سبره ی عمر با ایشان بود‬

‫»(‪(!)۲‬نک ‪ :‬کتاب السقیفه ‪ ۲9/۷۴۳ /۲‬مقایسه کنید ‪ :‬ابن عبدربه اندلسی (م‪9۲۱‬مه)‪ /‬العقد الفرید‬

‫‪ : 9۶6-9۶۳/9‬اعراب به ایرانیان کنیه نمی نهادند و ایشان را با لقب و اسم صدا نمی زدند‪ .‬با ایشان در‬

‫یک صف پیاده راه نمی رفتند و ایشان را سواره جلو نمی انداختند ‪ .‬ایرانیان بر سر سفره ی اعراب‬ ‫باید دست به سینه می ایستادند‪ .‬اگر ایرانیان اهل علم و فضل بودند ایشان را در پایین پا می نشاندند‬

‫تا هر بیننده ای بداند که وی عرب نیست ‪ .‬اعراب ایرانیان را به نماز میت راه نمی دادند و اگر‬ ‫ایرانیان حاضر بودند اعراب بر می گشتند ‪ .‬خواستگاران حق نداشتند از پدر یا برادر زن و دختر‬

‫ایرانی خواستگاری کنند باید از ارباب عرب لیشان خواستگاری می کردند اگر اجازه می داد عقد‬

‫درست بود و گرنه عقد باطل بود و زنا محسوب می شد ‪ .‬اعراب می گفتند اگرمارا هیچ حقی برگردن‬ ‫ایرانیان نباشد همین که ایشان را از کفر رهانیده و از دارالشرک به داراالیمان کشانیده ایم انان رابس‬

‫است‪ ...‬اعراب می گفتند ما برای نجات ایرانیان جان خویش را به خطرانداختیم و چه حقی از این‬

‫بزرگتر که برای نجات کسی جان دهی ! خداوند ما را به جنگ با شما ایرانیان فرمان داده و جهاد با‬

‫شما را برما واجب فرموده و بردگی و بندگی شما را مطلوب ما نموده‪ «) ...‬ابی عمربن الخطاب ان‬

‫یوّرث احدا من االعاجم اال من یلد فی العرب« =» عمر پسرخطاب (رض) منع کرد که هیچ یک از‬ ‫ایرانیان از یکدیگرارث نبرند مگرآن که عرب زاده باشد‬

‫الغدیر‪)6۱۷/۶‬‬

‫»( نک ‪ :‬کتاب السقیفه ‪۹.۲9/۷۴۳/۲‬مالک ‪ /‬الموطّاء ‪۹‬‬

‫نوروز ایرانی نزد سنیان!‬ ‫ما وُرِدَعندَاهلِ الّسنّة فی حُکمِ عیدالنّیروز !‬

‫« الیجوز للمسلمین االحتفال بعیدالنیروز و ال تخصیص باحتفال او طعام او هدایا ‪ .‬قال الشیخ ابن‬ ‫جبرین ‪:‬الیجوز االحتفال باالعیاد المبتدعه کعیدالمیالد و عیدالنیروز و المهرجان ‪ «=»...‬جشن‬ ‫گرفتن عید نوروز برمسلمانان روانیست و روا نیست که برای نوروز جشنی اختصاص دهند یا شام‬ ‫وناهار یا هدیه ها اختصاص دهند ! ابن جبرین گوید ‪ :‬جشن گرفتن عیدهای ساختگی مانند‬

‫عیدمیالدمسیح و عید نوروز و مهرگان ‪...‬روانیست‬

‫!»(نک ‪:‬کتاب اللولوالمکین من فتاوی ابن جبرین ‪۹۲۷‬‬

‫الموسوعه الفقهیه ‪« .)۷/6۲‬حدّثنا ابوبکر قال‪ :‬سئل عن صوم النیروز ‪ ،‬فکرهه و قال یعظّمونه االعاجم ‪.‬‬ ‫قال ‪ :‬اخبرنا هشام ‪ ،‬قال ‪ :‬سئل عن صوم یوم النیروز! قال ‪ :‬مالکم و النیروز ؟! ال تلتفتوا الیه فانما هو‬

‫للعجم !‪ =»...‬بوبکرگوید ‪« :‬از روزه نوروزپرسیدند ! آن را مکروه دانست و گفت ‪ :‬نوروز عید عجم‬

‫است !هشام گوید ‪ :‬از روزه ی روز نوروز پرسیدند! گفت ‪ :‬شما را به نوروز چه ؟! به نوروز توجه‬

‫نکنید که نوروز از عجم است !» «لیس للمسلمین عید یحتفلون به اال عیدالفطر و عیداالضحی ‪ ،‬و‬

‫ما سوی ذلک فهی اعیاد محدثه ‪ ،‬الیجوز االحتفال بها‪ ...‬ویدخل فی اعیاد المحدثه عیدالنیروز‪ ....‬و‬ ‫اذا کان العید فی االصل عیدا للکفار کعیدالنیروز ‪ ،‬کان االمر اشدّ و اعظم ! و عیدالنیروز عیدجاهلی‬

‫کان یحتفل به الفرس قبل االسالم ‪ «=» ...‬مسلمانان را جز عید فطر و عیدقربان عیدی نیست که ان‬ ‫را جشن بگیرند! به جز این دو ‪ ،‬دیگر عیدها ساختگی است که جشن گرفتن آنها جایز نیست !‪...‬‬

‫عید نوروز از جمله عیدهای ساختگی است ‪ ...‬و هرگاه عید در اصل عبد کافران باشد مانند‬

‫عیدنوروز ‪ ،‬حرمت آن شدیدتر و گناه آن بزرگ تر است ! و عید نوروز عیدی جاهلی است که ایرانیان‬ ‫آن را پیش از اسالم جشن می گرفتند ‪ »...‬قال الذهبی (‪۷۱۴‬مه) ‪« :‬اما مشابهه الذمه فی المیالد و‬

‫الخمیس و النیروز فبدعه ‪ ،‬فان فعلها المسلم تدیّنا فجاهل ‪ ،‬یزجر و یعلّم ‪ ،‬و ان فعلها حبّا الهل الذمه‬

‫و ابتهاجا باعیادهم فمذموم ایضا »=« ذهبی از علمای سنی سده ی هشتم هجری گوید ‪ :‬مشابهت‬ ‫مسلمان به کافران ذمی در برگزاری جشن میالد مسیح و جشن خمیس مسیحی و جشن نوروز بدعت‬

‫است ! اگر مسلمان از روی دین داری چنین کند نادان است ‪ ،‬باید که بازداشته شود و آگاه گردد ‪،‬‬

‫اگر از روی دوستی کافران ذمی و شادمانی به جشن هایشان چنین کند ‪ ،‬نیز کاری ناپسند و نکوهیده‬

‫کرده است »(نک ‪ :‬الذهبی ‪ /‬رساله التمسک بالسنن و التحذیر من البدع ‪ ۹.‬مجله الجامعه االسالمیه ‪«.) 6۳۴/6۳9‬روی‬

‫عن عبدالله بن عمر(رض) انه قال ‪ :‬من مرّ ببالد االعاجم فصنع نیروزهم و مهرجانهم و تشبّه بهم حتی‬ ‫یموت و هو کذلک حشرمعهم یوم القیامه ‪ ...‬فان الموافقه فی جمیع العید موافقه فی الکفر‪ ...‬قال‬

‫رسول الله (ص) ‪ ":‬من تشبّه بقوم فهو منهم »=« از عبدالله پسر عمرخطاب (رض) روایت است که گفت ‪:‬‬

‫هر مسلمانی که به سرزمین ایرانیان رود و جشن نوروز و مهرگان شان را برگزارکند و با ایشان همانندی‬ ‫نماید تا که بمیرد ‪ ،‬او در روز قبامت با آنان محشور خواهد شد ‪ ...‬چراکه همانندی در همه ی مراسم‬

‫عید همانندی در کفر است‪ ...‬رسول(ص) فرموده ‪ " :‬هرکه همانند قومی شود از آن قوم است‬

‫»(نک ‪:‬‬

‫احمدحنبل ‪ /‬المسند ‪ ۹‬ابوداود ‪ /‬السنن )‪ «.‬قال قاضی خان فی رجل اشتری یوم النیروز شیئا لم یشتره فی غیر‬ ‫ذلک الیوم ‪ ،‬ان اراد به تعظیم ذلک الیوم کما یعظمه الکفره ‪ ،‬یکون کفرا ‪«= »...‬قاضی خان از‬

‫فقیهان سنی گوید ‪ :‬فرد مسلمانی که در روز نوروز چیزی بخرد که آن چیز را در غیر آن روز نمی خرد‬ ‫‪ ،‬اگر منظورش بزرگداشت نوروز باشد آن سان که کافران آن را گرامی می دارند ‪ ،‬کفر است ‪...‬‬

‫»« عید النیروز عید المجوس فاحذروه ! فال یجوز للمسلم االحتفال به او المشارکه فی ذلک ! و قد‬ ‫فسّر غیر واحد من السلف کابن سیرین و مجاهد ‪ ،‬الزور بانه اعیاد الکفار ‪ ...‬و قد دلت االدله من‬

‫الکتاب و السنه علی انه ال یجوز ان یعظم المسلم یوما یعظمه الکفار ‪ »...‬قال ابن القیم (ره) ‪ « :‬و‬

‫اما التهنئه بشعائر الکفر المختصّه به ‪ ،‬فحرام باالتفاق ‪« = »...‬عید نوروز عید زرتشتیان است از ان‬ ‫بر حذر باشید ! جشن گرفتن نوروز یا شرکت در ان بر مسلمان جایز نیست ! بسیاری از فقیهان گدشته‬

‫ماتتد ابن سیرین و مجاهد در معنای واژه ی "الزور" در فرآن گفته اند که یعنی عیدهای کافران ‪ ...‬از‬

‫قرآن و سنت ادلّه ی است که داللت دارد بر این که بر مسلمان جایز نیست که روزی را که کافران‬

‫بزرگ می دارند بزرگ دارد !‪ ...‬ابن قیّم از فقیهان سنی گوید ‪«» :‬گفتن شادباش و تبریک به شعائر‬

‫ویژه ی کفر ‪ ،‬به اتفاق فقیهان اسالم حرام است ‪ (»...‬مقایسه کنید‪ :‬دهلوی‪ /‬التحفه االثناعشریه‪:)۲9۶-۲9۲‬‬

‫دهلوی در نقد شیعه امامیه که نوروز را گرامی می دارد و برایش فضایلی قائل است ‪ ،‬می گوید ‪ «:‬از‬

‫بدعت های شیعه امامیه این است که نوروز را که از عیدهای مجوس است و اسالم آن را محو کرده‬

‫گرامی می دارند ‪ ...‬ونیز غسل روز نوروز را سنت می دانند ‪ ..‬و این بدعت محض در دین است ‪.»...‬‬

‫بدین سان تسنن به دلیل سرشت و ساختار عربی خویش ‪ ،‬هرآنچه را که عربی نیست اسالمی نمی‬ ‫داند و به رسمیت نمی شناسد ! همه ی سنن و آیین های فرهنگی هویتی معقول و منطقی اقوام و‬

‫ملل مغلوب را کفر و شرک می پندارد که «اسالم عربی» آن را نهی و نفی و محو کرده است ! تسنن‬ ‫چیزی جز سننِ نظام قبایلی و غلبه ی فرهنگ پان عربیسم بیش‬

‫نیست‪.‬نک‪ :‬تصاویر کتاب سنیان مقیم ایران‬

‫پیرامون نوروز در پایین همین نوشتار که آشکارا نوروز را تحریم و از سنن مجوس می دانند‪.‬و نیز نک کنید به کتاب ما ‪:‬فضائل‬ ‫نوروز در ادبیات شیعه‪.‬‬

‫خواننده ی خردمند ایرانی بداند که ‪:‬‬ ‫به ایران سوگند! بیان این حقایق به هیچ روی از سر حبّ علی(ع) و بغض ابوبکر و عمر و‬

‫عثمان(رضی‬

‫الله عنهم) نیست ! حقیقت تحقیقی و تاریخی این است که تسنن در سرشت و ساختار‪ ،‬ضد هویت ‪،‬‬ ‫ضد فرهنگ‪ ،‬ضد ملیت ایرانی ‪،‬ضد حاکمیت ملی ‪،‬ضداستقالل فرهنگی سیاسی ارضی ایران است ‪،‬‬

‫تسنن چیزی جز سنن و فرهنگ و قومیت عربی بیش نیست ! وجود تسنن در ایران چون توموری‬ ‫است بدخیم در بدن ! از این روی کشورهای عربی بسیار می کوشند تا از هرآب گل آلود ماهی بگیرند‬

‫و در این چهار دهه با پول و تبلیغات و توطئه مجدانه کوشیده ومی کوشند تا بر شمار سنیان در ایران‬

‫بیفزایند و این خطر بسیاربزرگی است که استقالل ملی و تمامیت ارضی ایران را تهدید می کند ! دل‬

‫عربها از نهضت ملی صفویه خون است و همواره صفویان را ناسزا و دشنام می دهند که نگذاشتند‬ ‫ایران در کام تسنن عثمانی فرو رود ! نویسندگان عرب بسیار متاسف اند که ایران از پلیدی تسنن‬

‫رست و از سلطه ی پان عربیسم رها شد !نویسندگان سیاسی عرب در مقاالتی که پیاپی می نویسند‬

‫خشم خویش را از صفویه ابراز می دارند(‪ )9‬و به یاوه های تازی گرایانی ضد ایرانی چون شریعتی‬

‫وبرقعی و‪...‬استناد می کنند !‬

‫ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‬

‫(‪) 6‬‬

‫در رابطه با سیره ی عمر پسرخطاب خلیفه ی عرب با ایرانیان‪ : "...‬ولم یکن عمر اخذ الجزیه من‬

‫المجوس‪.....‬االسالم او القتل‪"= "...‬عمر از زرتشتیان جزیه نمی پذیرفت و اگر مسلمان نمی شدند ایشان را می‬ ‫کشت"(نک ‪:‬موسوعه الکتب السته‪ /‬حدیث ‪ ۹9۳۴9‬حدیث‪ . " ) 9۳۴۴‬عمروبن دینار عن بجاله عن عمروبن اوس و‬

‫ابوشعثاء ‪ ،‬قال ‪ :‬کنت کاتبا لجزء بن معاویه عم االخنف بن قیس ‪ ،‬اذجاء نا کتاب عمر قبل موته بسنه ‪ " :‬اقتلوا کل‬

‫ساحر و فرقوا بین کل ذی محرم من المجوس وانهوهم عن الزمزمه" فقتلنا فی یوم ثالثه سواحر و فرقنا بین کل رجل‬ ‫من المجو س و حریمه فی کتاب الله و صنع طعاما کثیرا فدعاهم فعرض السیف علی فخذه فاکلوا و لم یزمزموا ‪"...‬‬ ‫="عمرو پسر دینار از بجاله و او از عمرو پسر اوس و ابوشعثاء نقل کند که گفت ‪ :‬منشی جزء پسر معاویه عموی‬

‫اخنف پسر قیس بودم که نامه از عمرپسر خطاب یک سال پیش از مرگش دریافتیم که نوشته بود ‪ " :‬همه ی‬ ‫جادوگران را بکشید و میان زرتشتیان ونزدیکان شان جدایی افکنید و ابشان را از زمزمه= نیایش (به هنگام خوراک)‬ ‫باز دارید " ماهم روزی سه جادوگررا کشتیم و میان هریک از مردان زرتشتی و نزدیکانش جدایی افکندیم ‪،‬‬

‫کارگزارخلیفه خوراک بسیاری پخت وشمشیر را کشید و روی رانش نهاد و زرتشتیان رابه خوراک فرا خواند ! ایشان‬ ‫خوردند و زمزمه = نیایش‬

‫نکردند‪("...‬ن‪.‬ک ‪:‬موسوعه الکتب السته‪ : 6۴۵۲‬ابوداود‪/‬سنن ‪/‬کتاب الخراج‪/‬باب ‪ 96‬فی اخذالجزیه من‬

‫المجوس )‪ .‬و نسیز حکم شکار سگ و پرنده شکاری ایرانیان ‪ " :‬حدّثنا عمروبن عبدالله ‪ ،‬حدّثنا وکیع عن شریک‬ ‫عن‪ ...‬جابربن عبدالله قال ‪ :‬نهینا عن صیدکلبهم و طائرهم یعنی المجوس "= "عمرو از وکیع و شاو از شریک‬ ‫واز‪......‬جابرپسرعبدالله انصاری که گفت ‪ " :‬ازخوردن شکار سگ شکاری و پرنده ی شکاری زرتشتیان نهی شدیم‬

‫"‪(.‬نک ‪ :‬موسوعه الکتب السته‪/۲۶۷6‬ابن ماجه ‪/‬حدیث‪۹ 9۲۳3‬همان ‪ 6۱۳6‬ترمذی‪/‬جامع ‪.‬حدیث‪ .)6۴۶۶‬مبانی کشور گشایی‬ ‫سقیفه و اشغال سرزمین ها و کسب غنایم ‪..." :‬عن ابی هریره قال ‪ :‬قال رسول الله ‪ :‬اذا هلک کسری فال کسری بعده‬ ‫و اذا هلک قیصر فال قیصربعده والذی نفسی بیده لتنفقنّ کنوز هما فی سبیل الله "= " ابوهریره از رسول روایت کرده‬ ‫که فرمود ‪ :‬انک که کسرا و قیصر تباه شوند دیگر پس از آن دو کسرا و قیصری نخواهد بود به خدا سوگند که گنج‬

‫هاشان را در راه خدا انفاق خواهید کرد‬ ‫(‪) ۲‬‬

‫"(نک ‪ :‬موسوعه‪ :6۱۷۴‬ترمذی‪/‬جامع ‪ .‬حدیث ‪.) ۲۲6۶‬‬

‫سیر تاریخی این سیره و سنت ‪ :‬شیخ اسماعیل حقی برسوی سنّی ایرانی دربار خالفت سنّی عثمانی در سده ی‬

‫دهم و یازدهم قمری در تفسیر آیه ‪ 63‬سوره حج می گوید ‪" :‬والمجوس وهم عبده النار و لیسوا من اهل الکتاب و لذا‬ ‫التنکح نساوءهم و ال توکل ذبائحم و انما اخذت الجزیه منهم النهم من العجم ال النهم من اهل الکتاب " = " مجوس‬ ‫اتش پرستان باشند و ایشان اهل کتاب نیستند از این رو ازدواج با زنان شان و خوردن گوشت شکار و قربانی شان جایز‬

‫نیست"(نک ‪ :‬برسوی ‪ /‬تفسیر روح البیان ‪)6۵/۶‬‬

‫(‪ )9‬نوشتارهایی با این نام ‪ " :‬چگونه ایران از تسنن به تشیع گرایید ؟ " ‪ .‬نویسندگان این مقاالت که از تازیان‬ ‫سنی وهابی پان عربیست هستند از دو زبان تحلیل و دشنام بهره می جویند و فزون بر تحریف حقایق و وقایع‬ ‫تاریخی و تبرئه تازیان ازجنایاتی که برایران روا داشتند ‪ ،‬می کوشند تا دق دل شان را از صفویه خالی کنند ! از‬

‫این روی هرچه می توانند به صفویان بویژه مرحوم شاه اسماعیل صفوی دشنام می دهند !‬ ‫ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‬

‫تصاویری از کتاب سنیانِ مقیم ایران پیرامون نوروز که به تازگی نوشته شده و در فضای مجازی‬ ‫قرار گرفته و آشکارا نوروز را تحریم و از سنن مجوس می دانند‬

‫‪https://archive.org/details/tohidbooks_gmail_201703‬‬

‫اَلـ ِّدراســات االیـــران ِّیـــة‬ ‫اَ ْســـئلة و اَ ْجـــو َبـــــة‬ ‫حَوْلَ خَلْفيّةِ ايرانَ اَلتّاريخيّة والثّقافيّة والْحضاريّة‬ ‫للباحثِ و الکاتب و المترجم االیرانی‬ ‫الدکتورمحمودرضاافتخارزاده‬

********* IRANOLOGY QUESTION & ANSWER About historical , cultural & civilizational background of Iran

www.iranologi.blogfa.com www.fehresteasar.blogfa.com [email protected]

BY DR.M.R.EFTEKHARZADEH Iranian writer , Researcher & Translator ******